عملیات 1360/3/21 در جبهه دارخوین، هرچند آبادان را در این مرحله از محاصره خارج نمیکرد ولی با محدود نمودن منطقه سرپل عراق و نزدیک شدن به پل «قصبه»، باعث بالا رفتن روحیه نیروها میشد، ضمن اینکه میتوانست آزمایش خوبی برای عملیات ثامنالائمه باشد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه؛ عملیات فرماندهی کل قوا، زمانی که بحران داخلی به اوج خود رسید، طرحریزی و با پافشاری رزمندگان جبهه دارخوین اجرا گردید.
تضاد بین بنیصدر و نیروهای خط امام که ریشههای آن را باید در مسائل سیاسی ناشی از خصلتهای ذاتی و فکری بنیصدر جستوجو کرد، باعث شده بود با هرگونه اقدام عملی نیروهای انقلابی در صحنه نبرد مخالفت شود و طرحهای عملیاتی سپاه نیز با هوچی گری، مبتنی بر عدم شناخت مسائل نظامی، از گردونه تحلیل کارشناسی در چارچوب روند اجرا حذف شود.
اما علیرغم تضادهای موجود، فضای حاکم بر نیروهای انقلابی مرید امام بهگونهای بود که برای رسیدن به گردونه پیروزی علیه خطوط دفاعی دشمن در صحنه نبرد، از هیچ کوششی فروگذار نکنند.
بنابراین عملیات فرمانده کل قوا در محور دارخوین را سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تکیهبر نیروهای پیاده و اتکا به خداوند آغاز کرد و با رسیدن به اهداف از پیش تعیینشده، امید جدیدی را در جبهههای ساکن و بیتحرک جنگ ایجاد کرد.
احداث کانال
در این عملیات فاصله دو کیلومتری خطوط دفاعی خودی و دشمن(حد فاصل رودخانه کارون تا جاده آسفالت آبادان-اهواز)و نبودن عوارض طبیعی و مصنوعی در مسیر باعث میشد در صورت اجرای عملیات، غافلگیری دشمن غیرممکن شود و تلفات زیادی برای تصرف خط اول عراق داده شود.
اهمیت این مسئله با بررسی نقاط ضعف دشمن بیشتر موردتوجه قرار گرفت و برادران راهکارهای متعددی را موردبحث قراردادند.
ابتکار و طرح اولیه احداث کانالی که بتواند ما را به دشمن نزدیک کند؛ اولین بار بهوسیله محمود پهلوان نژاد طرح گردید و برای احداث آن، همه بسیج شدند.
هرچند مانور عملیات فرمانده کل قوا، تنها متکی به عبور از کانال نبود ولی نزدیک شدن نیروهای تک ور به دشمن از طریق کانال، آسیبپذیری نیروهای خودی را در تک جبههای به صفر رسانید تا این پیروزی، طلیعهای برای رسیدن به پیروزیهای بزرگتر شود.
طرح مانور عملیات
مانور گردانی به این صورت مشخص شد که نیروها در قالب سه گروهان، از سه معبر به دشمن تک کنند. البته کانال، این فرصت را به نیروهای عبور کننده از آن میداد که سریعتر رخنه لازم را در خط اول دشمن ایجاد کنند تا دو گروهان بعدی از جناحین، دشمن را غافلگیر کنند و خط اول پاکسازی شود.
عملیات از اصل غافلگیری استفاده میکرد و متکی به تهیه آتش نبود. هدف، استقرار در دومین خط دفاعی دشمن بود و در بحثهای مربوط به مانور، حداکثر سه کیلومتر پیش روی موردنظر بود که نیروها باید به آن میرسیدند.
منطقه مانور حدفاصل رودخانه کارون تا جاده آسفالت آبادان- اهواز بود و در جناح شرقی جاده، گسترش در حد موردنیاز برای مقابله با این جناح دشمن پیشبینیشده بود.
عملیات ۲۱/۳/۱۳۶۰ در جبهه دارخوین، هرچند آبادان را در این مرحله از محاصره خارج نمیکرد ولی با محدود نمودن منطقه سرپل عراق و نزدیک شدن به پل قصبه، باعث بالا رفتن روحیه نیروها میشد، ضمن اینکه میتوانست آزمایش خوبی برای عملیات ثامنالائمه باشد.
زمان شروع عملیات ساعت چهار صبح مشخص شده بود و در این زمان، هر گروهان خود را به مواضع دشمن نزدیک تر کرد. معبر مین از قبل باز شده بود و نیروهای تخریب جلوی ستون هر گروهان حرکت می کردند.
بالاخره لحظه وصال رسید. سردار سید علی بنی لوحی نقل میکند:
نیروها کانال را پرکرده بودند. ما جزء نیروهای سازمانی گردان نبودیم ولی طبق معمول هرکس باهر مسئولیتی که داشت، وارد صحنه نبرد میشد. وقت نماز صبح بود. بچهها نماز را در داخل کانال یا در کنار بوتههایی که استتار کامل داشت خواندند و بعد ستون شدند و حرکت کردند و پس از چند دقیقه، درگیری شروع شد.
ساعت را نگاه کردم ۴:۱۳ را نشان میداد. دو، سه دقیقه نگذشت که نیروها آنطرف خط دشمن بودند. عراقیها غافلگیر شده و با توجه به پخش شدن سریع نیروها، خط اول عراق بهراحتی و خیلی زود سقوط کرد.
منطقه دشمن کاملاً بازشده و در اختیار ما قرارگرفته بود و باگذشت زمان، درگیری در آخرین نقطه پیش روی شدت گرفت. هدف، استقرار در خط دفاعی دوم دشمن بود ولی نیروهای ما از غافلگیری عراقیها استفاده کرده، به خط سوم رسیدند.
دشمن آگاه بود که مقاومت نیروها در خاکریز سوم به معنای تثبیت منطقه تصرفشده است، لذا با آخرین توان، پاتکهای خود را شروع کرد. گردان زرهی صلاحالدین که احتیاط آنها بود، به صحنه آورده شد.با روشن شدن هوا،جنگ،رنگ و بوی دیگری به خود گرفت،زیرا تانک ها و تیربارهای دشمن قدرت مانور بهتری پیدا کرده بودند.
عراقیها هفت شبانهروز پاتک کردند، حتی نفربرهای عراقی تا خاکریز اول میرسیدند و بچهها آنها را منهدم میکردند. سه کیلومتر پیش روی کردیم،۲۴۶ نفر اسیر گرفتیم. از نیروهای ما که در زمان حمله ۲۷۰ نفر بودند؛۱۲۰ نفر شهید شدند که ۶۰ شهید در منطقه دشمن ماند و پس از عملیات ثامنالائمه به عقب آوردیم. در یکی از پاتکهای سنگین، ترکشی نصیب من شد و سرم شکافت. در اورژانس کارهای لازم را انجام دادند و من به خط برگشتم. در خط بچهها از دیدن من که با سر و روی بسته و باندپیچیشده به منطقه برگشته بودم، روحیه گرفته بودند؛ یعنی روحیه همین بود که باید تا شهادت جلو برویم و آبادان را از محاصره خارج کنیم.
دستاوردهای عملیات به روایت سردار مرتضی قربانی
بعد از عملیات تپه های مدن،عملیات فرمانده کل قوا در محور دارخوین شروع شد.در جبهه سلمانیه،دارخوین و محمدیه، حسین خرازی و نیروهایش در 21 خرداد سال 60 وارد عمل شدند.
اجرای موفقیت آمیز عملیات مدن، خبر خیلی خوب و روحیه بخشی برای محورهای دیگر بود.الگوی خیلی خوبی بود برای کسانی که می خواستند عملیات های بعدی را انجام بدهند.
شبی که امام حکم عزل بنی صدر را صادر کرد،دستور داده شد که نیروها ساعت 3 بعد از نیمه شب عملیاتی انجام دهند.نام عملیات را «فرمانده کل قوا،خمینی روح خدا» گذاشتند.از آن شب دیگر امام فرمانده شد.
نیروهای حسین خرازی و صفوی و کسانی مثل ابوشهاب، قوچانی ، موحدی، جعفری، عسگری ،رفیعی و عرب در محور دارخوین، محمدیه و سلمانیه، به لطف خدا عملیات موفقیت آمیزی انجام دادند و تلفات زیادی به دشمن وارد کردند.آنها حدود سه کیلومتر از منطقه دشمن را گرفتند.البته عراقی ها هم خیلی مقاومت کردند و پاتک های سنگینی زدند.
نیروهای خودی در این عملیات ، عده ای اسیر و تانک و نفر از دشمن گرفتند.آنها در پاتک ها هم انهدام سنگینی به دشمن وارد کردند.
دشمن در اطراف آبادان، با دو لشکر به استعداد حدود 4500 نفر و 300 تانک و نفر بر حضور داشت. اگر ما در دو جاده آبادان-ماهشهر و آبادان – اهواز، حدود دو،سه گردان نیرو داشتیم، برای شکستن حصر آبادان کافی بود و می شد با 1000 یا 1500 نفر وارد عمل شد.
این عملیات باعث شد که همه رزمندگان ،الحمدالله،روحیه خوبی پیدا کنند.عملیات تپه های مدن و فرمانده کل قوا،سرپل پیروزی عملیات ثامن الائمه(ع) شد؛یعنی بعد از این عملیات ها ،ما دیگر به خودمان اعتماد پیدا کردیم و به این باور رسیدیم که می توانیم عملیات های بزرگی انجام بدهیم و روی پای خودمان بایستیم.
منابع:
1-جمعی از نویسندگان، نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد،تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، چاپ ششم،۱۳۹۱، صص،142،143،147،149،150،153،154،159،161،162،166
2-رزاق زاده،امیر،تاریخ شفاهی دفاع مقدس:در مسیر پیروزی:روایت:مرتضی قربانی(جلد اول)،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:مرکز اسناد،تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه،تهران1398،صص176،177،178
