عملیات شب صدم «نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» علیه رژیم صهیونیستی در منطقه شمالی سرزمینهای اشغالی موسوم به «عملیات نصر» را میتوان یکی از نقاط عطف در تحول معادلات بازدارندگی و تغییر قواعد درگیری در منطقه غرب آسیا دانست.
عملیات شب صدم «نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» علیه رژیم صهیونیستی در منطقه شمالی سرزمینهای اشغالی موسوم به «عملیات نصر» را میتوان یکی از نقاط عطف در تحول معادلات بازدارندگی و تغییر قواعد درگیری در منطقه غرب آسیا دانست.اهمیت این عملیات، صرفاً در ابعاد نظامی آن خلاصه نمیشود، بلکه در پیامهای راهبردی نهفته در آن است؛ پیامهایی که نشان میدهد هندسه قدرت و سازوکار پاسخدهی به تهدیدات، وارد مرحلهای جدید شده است. این عملیات که در هجدهم خرداد ماه ۱۴۰۵ و در یک صدمین شب از آغاز تجاوز و جنگ نظامی و تروریستی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، در حمایت از تضمین آتشبس در جنوب لبنان و در واکنش به اقدامات صهیونیستها، تصویری متفاوت از اراده و توان پاسخدهی جبهه مقاومت ارائه کرد و افقهای جدیدی را در جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران ترسیم نمود.
۱. پایان انحصار ابتکار عمل دشمننخستین پیام راهبردی عملیات شب صدم آن است که ابتکار عمل دیگر در انحصار رژیم صهیونیستی نیست. تا پیش از این، محاسبات امنیتی تلآویو بر این فرض استوار بود که واکنش مستقیم ایران صرفاً در صورت حمله مستقیم به خاک کشور صورت خواهد گرفت. عملیات شب صدم (نصر) این فرض را به چالش کشید و نشان داد که ایران میتواند بر اساس ارزیابی راهبردی خود، زمان، مکان و شیوه پاسخ را تعیین کند.در این چارچوب، پاسخ به اقدامات رژیم صهیونیستی دیگر الزاماً تابع الگوی سنتی «حمله در برابر حمله» نیست، بلکه بخشی از یک منطق بازدارندگی فعال و چندلایه محسوب میشود که هدف آن تغییر محاسبات دشمن و افزایش هزینه تجاوز است.
۲. تثبیت مفهوم امنیت شبکهای در جبهه مقاومتدومین پیام مهم عملیات نصر، تثبیت مفهوم «امنیت شبکهای» در جبهه مقاومت است. در این الگو، امنیت هر عضو با امنیت سایر اعضا پیوند خورده است. بر این اساس، هرگونه تعرض به یکی از اضلاع جبهه مقاومت میتواند به منزله تعرض به کل شبکه تلقی شود.پیام این تحول برای دشمن روشن است: پاسخ به تجاوز، لزوماً از همان جغرافیا یا همان بازیگر دریافت نخواهد شد. واکنش ممکن است از سوی هر یک از اعضای جبهه مقاومت و در هر نقطهای از جغرافیای درگیری صورت گیرد. چنین وضعیتی موجب افزایش عدم قطعیت برای دشمن و پیچیدهتر شدن فرآیند تصمیمگیری نظامی و امنیتی او خواهد شد.
۳. برتری پاسخهای غیرمتقارن بر تضمینهای کاغذیعملیات شب صدم بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که هیچ توافق یا تضمین سیاسی به اندازه توان واقعی بازدارندگی مؤثر نیست. تجربههای منطقهای نشان داده است که پایداری توافقات زمانی تضمین میشود که پشتوانهای از قدرت سخت، اراده سیاسی و توان پاسخدهی مؤثر وجود داشته باشد.از این منظر، طراحی و اجرای پاسخهای متنوع، غیرمتقارن، غیرقابل پیشبینی و پشیمانکننده به مهمترین پشتوانه حفظ ثبات و جلوگیری از تجاوز تبدیل شده است. دشمن زمانی از اقدام خصمانه بازمیایستد که هزینههای احتمالی آن را فراتر از منافع مورد انتظار خود ارزیابی کند.
۴. اهمیت راهبردی گلوگاههای ژئوپلیتیکییکی از مهمترین مؤلفههای قدرت بازدارندگی در نظم جدید منطقهای، نقش گلوگاههای ژئوپلیتیکی و خطوط حیاتی تجارت جهانی است. تحولات مرتبط با ظهور اراده یمنی در "بابالمندب" نشان داد که بازیگران محور مقاومت قادرند بر معادلات اقتصادی و تجاری فراتر از میدان نبرد مستقیم تأثیر بگذارند.در کنار آن، جایگاه "تنگه هرمز" به عنوان یکی از حساسترین شریانهای انرژی جهان _ به ویژه پس از اعمال راهبرد مدیریت و کنترل هوشمندانه تنگه _ همچنان یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی ایران محسوب میشود. اهمیت این گذرگاه موجب شده است که هرگونه محاسبه نظامی علیه ایران با در نظر گرفتن پیامدهای گسترده اقتصادی و انرژی آن برای منطقه و جهان صورت گیرد
.۵. انتقال کانون فشار دشمن از جنگ نظامی به جنگ ترکیبیاگر نبرد شب صدم و عملیات نصر نشاندهنده ارتقای توان بازدارندگی نظامی و امنیتی جبهه مقاومت باشد، پیامد طبیعی آن تلاش دشمن برای تمرکز بیشتر بر حوزههای غیرنظامی خواهد بود. در چنین شرایطی، جنگ اقتصادی، جنگ روانی و جنگ شناختی اهمیت بیشتری پیدا میکند.هدف این رویکرد، تأثیرگذاری بر محاسبات تصمیمگیران، کاهش تابآوری اجتماعی و ایجاد شکاف میان ظرفیتهای میدانی و اراده سیاسی کشورهاست. از این منظر، حفظ انسجام ملی، ارتقای سرمایه اجتماعی، تقویت مقاومت اقتصادی و افزایش آگاهی عمومی به اندازه توان نظامی در حفظ دستاوردهای بازدارندگی اهمیت دارد.
جمعبندیعملیات شب صدم را میتوان نماد گذار از بازدارندگی واکنشی به بازدارندگی فعال دانست. این عملیات نشان داد که معادلات امنیتی منطقه در حال ورود به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن زمان و مکان پاسخ، محدود به قواعد سنتی نیست، امنیت اعضای جبهه مقاومت به یکدیگر گره خورده است، قدرت غیرمتقارن اهمیت فزاینده یافته و هزینههای تجاوز برای دشمن در ابعاد نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی افزایش یافته است.در چنین شرایطی، مهمترین الزام راهبردی جمهوری اسلامی ایران و متحدانش، حفظ و تقویت مؤلفههای قدرت ملی، ارتقای توان بازدارندگی چندلایه و خنثیسازی جنگ ترکیبی دشمن در حوزههای اقتصادی، رسانهای و شناختی خواهد بود؛ امری که میتواند زمینهساز تثبیت قواعد جدید در مواجهه با تهدیدات آینده باشد.
یدالله ربیعی
20 خرداد 1405










