به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، عملیات سترگ «بیتالمقدس» و نقطه عطف آن، یعنی آزادسازی خرمشهر، ورقی زرین و تعیینکننده در کارنامه هشت سال دفاع مقدس است که موازنه قدرت را در جبهههای جنگ به سود جمهوری اسلامی ایران تغییر داد. این پیروزی در شرایطی رقم خورد که ارتش بعث عراق با اتکا به دژهای مستحکم نظامی و پشتیبانی همهجانبه استکبار جهانی، بازپسگیری خرمشهر را محال میدانست. با این حال، تحول در رویکرد سیاسی-نظامی کشور پس از عزل بنیصدر و تزریق روحیه خودباوری و انسجام میان ارتش، سپاه و نیروهای مردمی، خط بطلانی بر محاسبات دشمن کشید. برای درک عمیق ابعاد این فتح تاریخی، باید فراتر از محاسبات مادی به ریشههای اصیل آن نگریست. در نوشتار پیشرو، ضمن مرور فشرده پیروزیهای زنجیرهای سالهای ۶۰ و ۶۱، راهبردهای کلیدی و عوامل اصلی این موفقیت چشمگیر را از منظر و لسان هوشمندانه رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظلهالعالی) بررسی میکنیم؛ تا نمایی روشن از ترکیب همافزای «نبوغ و دانش نظامی» با «ایمان آگاهانه و روحیه شهادتطلبی» به عنوان رمز شکستناپذیری ملت ایران ارائه گردد.
آزادسازی خرمشهر طی عملیات بیت المقدس که بیستوپنج روز طول کشید نقطه عطفی در تاریخ هشتساله جنگ عراق علیه ایران است. با تصرف خرمشهر توسط ارتش رژیم بعث عراق، غروری جاه-طلبانه بر صدام و فرماندهان نظامی و دستیارانش چیره شده بود! با اشغال خرمشهر و ایجاد موانع متعدد، گمان میکردند این شهر هیچگاه به دامان جمهوری اسلامی برنخواهد گشت اما فرماندهان و رزمندگان اسلام با هدایت و رهبری حضرت امام خمینی (ره) و کنار گذاشته شدن ابوالحسن بنیصدر؛ رئیسجمهور وقت و عزل او از مسئولیت فرماندهی کل قوا، موفق شدند با تسلط بر اوضاع آشفته روزها و ماههای شروع جنگ، خود را آماده دفع تجاوز دشمن نمایند. رزمندگان اسلام برای دفع تجاوز دشمن ضمن شکست حصر آبادان موفق شدند طی ماههای پایانی سال 1360 و آغاز سال 1361 طی دو عملیات بزرگ و مؤثر «فتح المبین» و «بیتالمقدس» بخش مهمی از خاک تصرفشده کشور بهویژه خرمشهر را باز پس بگیرند. این دو عملیات که به فاصله کمتر از یک ماه اجرا شد ماشین نظامی ارتش بعث عراق را تا نابودی کامل پیش برد و آنان را مجبور به عقبنشینی تا پشت خط مرزی کرد. صدام بعدها از این عقبنشینی بهعنوان عقبنشینی تاکتیکی نام برد! دانش نظامی و قوت فرماندهی، تدبیر و روشنبینی فرماندهان، هماهنگی فوقالعاده فرماندهان ارتش و سپاه، حضور بسیج و نیروهای مردمی، قوت ایمان و شجاعت، تبعیت از فرامین امام، ایمان و توکل، روحیه ایثار و شهادتطلبی از عوامل مؤثر در این عملیات بود.
در این مجال كوتاه اشارهای گذرا به فرازهایی از بیانات قائد شهید امت؛ حضرت آیه الله العظمی امام خامنهای (اعلی الله المقامه الشریف) درباره عوامل پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات غرورآفرین بیتالمقدس خواهیم داشت. عواملی كه فرماندهان و رزمندگان اسلام با بهکارگیری آنها در جنگ تحمیلی دوم و سوم، درس پشیمان كنندهای به ارتش تروریستی آمریكا و رژیم كودك كُش صهیونی دادند.
«دانش نظامی و قوت فرماندهی»
...عامل اوّل، دانش نظامى و قوّت فرماندهى و هوشیارى و استعداد جوانان مؤمن ما بود. در آن روز كسانى وانمود میکردند - و شاید امروز هم بعضى خیال كنند - كه عملیاتى مثل عملیات بیت المقدّس، فقط یك هجوم انبوه انسانى بود! اینها سخت در اشتباهاند. هیچ امواج انسانى، بدون فرماندهىِ قادرِ قاطعِ هوشیار، نمیتواند هیچ عملى را انجام دهد. در جنگ نظامى، سازماندهی و عملیات و فرماندهى و تاكتیك و دقّت نظر و موقعشناسی و دهها عامل در كنار هم، دانش نظامى را به وجود میآورد و استعداد و نبوغ نظامى را نشان میدهد. این اتّفاق، در عملیات فتح خرّمشهر یعنى همان عملیات بیت المقدّس - روى داد، كه همین شهید عزیزِ اخیرِ ما - شهید صیاد شیرازى یكى از كارگردانان اصلى این عملیات بود و خودِ او مثل ظهر چنین روزى، ازآنجا با تلفن با بنده تماس گرفت و مژده پیروزى را داد و گفت سربازان عراقى صف طولانى کشیدهاند تا بیایند اسیر شوند! ببینید این عملیات چقدر هوشمندانه و قوى و همهجانبه بود كه نیروهاى دشمن احساس اضطرار میکردند كه براى حفظ جان خودشان بیایند خود را تسلیم اسارت كنند! كه در آن روز هزاران نفر از نیروهاى دشمن متجاوز - كه آنهمه با غرور و تكبّر، فریاد سر داده بودند - آمدند دودستى خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام كردند! بنابراین، یك عامل از دو عامل مهمِّ چنین پیروزیهای مهمّى، قدرت فرماندهى، دانش، مسلّط بودن بر عملیات پیچیده جنگ و توان بهکارگیری نیروها بود، كه آن روز هم دشمنان ما در تبلیغات خودشان اینها را مخفى میکردند و میگفتند ایران امواج انسانى را به جنگ فرستاد! مگر امواج انسانى میتواند پیروز شود؟! چند قبضه مسلسل از چند طرف كار بگذارند، همه امواج انسانى را درو خواهد كرد. نخیر، فقط امواج انسانى نبود؛ فقط انبوه جمعیت نبود؛ قوّت سازماندهی بود، قوّت اراده بود، نیروى نظامى بود.
«قوت ایمان و شجاعت»
عامل دوم كه از عامل اوّل مهمتر است، نیروى ایمان و شجاعت ناشى از قوّت ایمان رزمندگان و مردم و جوانان بود؛ یعنى عشق ایمانى - نه عشق حیوانى، نه عشق مادّى، نه عشق به چیزهاى خُرد و حقیر - عشق به ارزشها؛ عشق به آرمانهای الهى و اسلامى؛ همان چیزى كه كشته شدن در راه خدا را براى كسى كه چنین عشقى را دارد، شیرین میکند؛ نه اینکه آسان میکند، شیرین میکند. پیامبر اكرم به امیرالمؤمنین فرمود: «یا على! آن روزى كه به تو ضربتى میزنند و این ضربت، به شهادتت منتهى خواهد شد، صبر تو چگونه خواهد بود؟» امیرالمؤمنین عرض كرد: «یا رسول اللَّه! این موضعِ صبر نیست؛ این موضعِ شُكر است.» (1) كسى كه در راه خدا به شهادت میرسد، بزرگترین شاكر خدا براى این حادثه، خود اوست؛ زیرا كه چنین نعمت بزرگى را خداى متعال به او داده است. چه چیزى یك رزمنده، یك جوان و یك انسان را در میدانهای گوناگون، اینگونه به روشنبینی میرساند؟ ایمان آگاهانه. عزیزان من! این ایمان آگاهانه در رزمندگان، موجب این میشد كه خطر را به هیچ بگیرند. در فرماندهان موجب این میشد كه لحظهای بهراحتی خود و یا به خطر براى خود فكر نكنند. شب و روز تلاش و كار كردند؛ حیثیت حقیر خودى را نادیده گرفتند؛ براى خدا و براى اهداف اسلام و براى آزادى و سربلندى ملت مسلمان، حاضر شدند جان خودشان را بدهند. هر ملتى كه اینطور احساسى در او باشد، شكست خوردنى نیست. چه كسى میتواند چنین ملتى را شكست دهد؟ همه زورگوییهای قلدران دنیا به این است كه جان كسى را تهدید كنند؛ بالاترینش این است. اگر كسى حاضر شد جان خود را در راهى بدهد، دیگر چه تهدیدى بر او كارگر خواهد شد؟
من میخواهم عرض كنم، حتّى همان عامل اوّل هم - یعنى آن قوّت فرماندهى و دانش نظامى و تسلّط بر امر نظامیگری - از این عامل دوم ناشى شد. همین نیروى ایمان بود كه توانست ارتش و سپاه و بقیه عناصرى را كه در جنگ شركت داشتند - مثل نیروهاى مردمى، مثل جهاد سازندگى، مثل عشایر - به نقطهای برساند كه بتوانند یك نیروى عظیم نظامى را با یك فرماندهى قوى و قاطع به وجود آورند. این ایمان و این عشق معنوى بود كه آن استعداد را در آنها به جوشش درآورد، و الّا ما قبل از این هم در این كشور جنگهایی داشتیم كه نیروهاى ما نتوانستند آن جایگاه شایسته را براى خود كسب كنند. این قوّت ایمان بود كه قدرت فرماندهى را پدید آورد. پس، همهچیز به این برمیگردد كه اگر جوانان و مردم یك كشور، ایمانشان به خدا، ایمانشان به هدف، احساس فداکاریشان در راه هدف، احساس اینکه خود را جزو حزبالله و جنداللَّه بدانند، تقویت شد، این ملت شکستناپذیر میشود» (2)
پاورقی:
1- بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۲۴۳
2-بیانات در دیدار جمع كثیرى از رزمندگان عملیات بیت المقدّس به مناسبت سالروز آزادى خرّمشهر 03/03/13782










