اخبار
هشتاد و دومین شب از «جنگ تحمیلی سوم» را پشت سر می‌گذاریم. آسمان تهران، تبریز، اصفهان و صدها شهر و روستای دیگر هر شب شاهد صحنه‌ای است که در هیچ کدام از قواعد متداول جنگ‌های مدرن نمی‌گنجد.
هشتاد و دومین شب از «جنگ تحمیلی سوم» را پشت سر می‌گذاریم. آسمان تهران، تبریز، اصفهان و صدها شهر و روستای دیگر هر شب شاهد صحنه‌ای است که در هیچ کدام از قواعد متداول جنگ‌های مدرن نمی‌گنجد. خیابان‌هایی پر از مردمی که نه برای شادی، نه برای اعتراض، بلکه برای «بیعت با رهبری» و «حمایت از نیروهای مسلح» پا به عرصه می‌گذارند. این صحنه، یک «راهپیمایی» عادی نیست؛ این «دکترین ایرانی» در حال شکل‌گیری است.۱. دکترینی که از «نفوذ» نمی‌ترسددر تئوری‌های کلاسیک بازدارندگی، قدرت به سه مؤلفه خلاصه می‌شد: "توان نظامی"، "اقتصاد مقاوم" و "اتحاد راهبردی با متحدان". اما آنچه در شب‌های جنگی ایران دیده می‌شود، مؤلفه چهارمی است که معادلات را بر هم زده است: «حضور ارادی و مکرر مردم در متن تهدید».این حضور، برخلاف تجمعات سیاسی روزانه، در دل شب و در ساعاتی رخ می‌دهد که جنگ روانی دشمن برای القای «تنهایی نظام» اوج می‌گیرد. رسانه‌های عبری و عربی شب‌ها تصاویری از خیابان‌های خالی تهران را پخش می‌کنند تا القا کنند «حمایت مردمی فروپاشیده است». اما دقایقی بعد، تصاویر زنده از همان خیابان‌ها، موج انسانیِ حامل پرچم‌های سه‌رنگ و شعارهای «لبیک یا خامنه‌ای» را نشان می‌دهد.این «پاسخ لحظه‌ای» در ساعت غیرمترقبه، فاصله بین اعلان جنگ روانی و خنثی‌سازی آن را به صفر رسانده است. دشمن دیگر نمی‌تواند شب را به عنوان «پنجره فرصت» برای تضعیف روحیه نیروهای مسلح تصور کند.
 
۲. تولید «اقتدار جمعی» با کمترین هزینههر اجتماع و راهپیمایی شبانه، هزینه عملیاتیِ دشمن را چند برابر می‌کند. برای تحلیل‌گران غربی، محاسبه «نسبت هزینه به فایده» در تجاوز به ایران دیگر فقط بر اساس پدافند هوایی و موشک‌ها نیست. سوال جدید این است: «آیا می‌توان سرزمینی را اشغال کرد که هر شب، حداقل ۱۰ میلیون نفر به نشانه بیعت با رهبری و فرماندهی کل قوا به خیابان می‌آیند؟»این همان «بازدارندگی مردمی» است که در نظریه‌های متداول جنگ‌های نامتقارن جایی ندارد. دکترین ایرانی، با بهره‌گیری از ظرفیت «شب‌های میلیونی» به دشمن می‌فهماند که حمله نظامی، تنها آغاز یک جنگ ترکیبیِ تمام‌عیار با یک جمعیتِ بسیج‌شده‌ی شبانه‌روز خواهد بود.نکته راهبردی اینجا است: این حضور، کم‌هزینه و با تکیه بر امکانات مردمی (حمل‌ونقل عمومی، بلندگوهای مساجد، گروه‌های جهادی محلی) سازماندهی می‌شود. سیستم دشمن که برای بمباران تأسیسات هسته‌ای برنامه ریخته، برای رویارویی با «اقتدار شبانه» هیچ نسخه‌ای ندارد.
 
۳. شکست «جنگِ روایت» در اولین ساعاتدر هفته‌های اول جنگ، اتاق فکرهای رژیم صهیونیستی سه سناریو طراحی کرده بودند:«شکاف بین رهبری و مردم»«فرسایش روحیه نیروهای مسلح در اثر تلفات»«موج اعتراضات اقتصادی همزمان با حملات»اما آنچه رخ داد، معکوس کامل این سناریوها بود. تجمعات شبانه، بیعت با رهبری را به «فریاد ملی» تبدیل کرد. فیلم بدرقه و استقبال از کاروان‌های نیروهای مسلح در جاده‌ها، باورپذیری روایت «تنهایی نیروهای مسلح و امنیتی » را نابود ساخت. و مهم‌تر از همه، در کنار هر تصویری از صف‌های نان یا گرانیِ کالایی، تصاویر هم‌زمانِ خیابان‌های پر از جمعیتِ حامی نظام منتشر شد.این یعنی «دکترین ایرانی» توانسته برجسته‌ترین نقطه تهدید دشمن برای آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی یعنی «فشار اقتصادی» را با یک مؤلفه هویتی خنثی کند: «ما مشکلات داریم، اما اجازه شکست را به دشمن نمی‌دهیم». این جمله‌ای است که در پلاکاردهای تجمعات شبانه بارها دیده می‌شود.
 
۴. از «جنگ تحمیلی سوم» تا «صلح اجباری دشمن»دشمن برای «تحمیل اراده خود» وارد جنگ شد؛ اما با «دکترین ایرانی» مواجه گردید. تجربه تاریخی نشان داده هرگاه ایران توانسته «مردم» را به «منطقه امنیت ملی» گره بزند، معادلات به نفعش تغییر کرده است.
 
جنگ تحمیلی هشت‌ساله (اول) با بسیج صدها هزار نیروی مردمی به پایان رسید. جنگ تحمیلی دوم ( از جنگ ۱۲ روزه تا کودتای دیماه ۱۴۰۴) با ایستادگی مقتدرانه و پاسخ‌های کوبنده نیروهای مسلح به دشمن امریکایی صهیونی و سپس حضور خودجوش مردمی در اعتراضات خیابانی علیه اغتشاشات خاتمه یافت. اما جنگ تحمیلی سوم، با «حضور شبانه» عمق تازه‌ای از این دکترین را به نمایش گذاشته است.این دکترین، پیام روشنی به کاخ سفید و کِریات: «دیگر نه با تحریم، نه با تهدید نظامی و نه با عملیات روانی نمی‌توانید جمهوری اسلامی را به زانو درآورید؛ چرا که هر شب، دوباره، ایران متولد می‌شود در خیابان‌های شهرهایش و در کوچه‌های روستاهایش».در پایان باید گفت «دکترین ایرانی» در یک جمله خلاصه می‌شود: «اقتدار، از کف خیابان شروع می‌شود نه از رأس برج‌های کنترل». تجمعات شبانه، نه یک رویداد رسانه‌ای، بلکه یک «ساختار پویای بازدارنده» است که از اولین شب جنگ نصب شده و هر شب خود را بازتولید می‌کند.

یدالله ربیعی
۱۳ اردیبهشت ۵۱۴۰
لینک کوتاه :
کد خبر : 4804