حمید حسام در یادداشتی با عنوان «نائینی من»، با مرور بیش از چهار دهه رفاقت و همراهی با شهید دکتر علیمحمد نائینی، از او به‌عنوان چهره‌ای اثرگذار در عرصه تبلیغات جبهه و جنگ و روایت حماسه‌های ملت ایران یاد می‌کند؛ فرماندهی فروتن و خوش‌بیان که از سال‌های آغازین دفاع مقدس تا مسئولیت‌های مهم در سپاه پاسداران، همواره در میدان تبیین و روایت مجاهدت‌ها حضور داشت و سرانجام در واپسین شب‌های ماه رمضان به کاروان شهیدان پیوست.

 ۴۵ سال رفاقت و صمیمیت، زمان کمی نیست. در تمام این سال ها او فرمانده بود و من فرمانبر؛ فرمانده ای که هنر رزم را می شناخت، ارتفاع تبلیغ را تا افق های دور می دید و معماری کلمات را بلد بود. بی دلیل نبود که از خیل همه صداها حنجره بلیغ نائینی پژواک حماسه های ملت مظلوم و مقتدر شد
هنوز آخرین تماس او در حوالی جنگ ۱۲ روزه و طنین صدای آرام و مقتدرش در ذهنم مانده است که از شهادت سپهبد شهید شادمانی خبر داد و خواست برای او -که فرمانده ام بود- کتابی بنویسم. یک کلام گفتم : "چشم اما به شرط این که از آقای شادمانی بخواهی شفاعتم کند." خندید و گفت: فرمانده شما بوده چرا منو واسطه میکنی؟
در کمال صدق و اخلاص گفتم: "چون شما به آن شهید بزرگ نزدیکتری"
و برای اظهار ارادتم و با خطاب "نائینی من" این بیت را برایش خواندم :
ای یکه سوار شرف، ای مرد تر از مرد
نایینی من، روح تو در خاک چه می کرد؟
می دانست چقدر دوستش دارم و سخنم رنگ و بوی مداهنه ندارد. لبخند ملیح و مدامش را در پس لحن آرام و نجیبش از همان پشت خط تلفن می دیدم وقتی که گفت:" بچه زرنگ همدانی! فکر کردی حواسم نیست جای "بالایی" را با "نائینی" عوض کردی؟من نوکر بچه های تبلیغات جبهه و جنگم فقط همین"
و این آخرین گفت و گوی ما بود

*نائینی بی شک یکی از ستون های قرارگاه "الذین یبلغون رسالات الله" است که از فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ در غرب کشور همزمان در آغازین روزهای تهاجم بعث عراق تا مسولیت های متعدد در قرارگاه نجف و مدیریت تحول آفرینش در مرکز مطالعات جنگ و مسولیت روابط عمومی کل سپاه از او دردانه ای کم نظیر ساخت و شگفتا که نائینی سخنگوی سپاه در نبرد نامتقارن با استکبار جهانی در ۱۴۰۴ همان پاسدار ساده و خوشرو و صمیمی سال ۵۹ در پای ارتفاع بازی دراز بود با همان قلب گرم و حنجره بلیغ و تواضع مثال زدنی و هوش اعجاب آور و خلاق که جز به ادای تکلیف الهی به چيزي نمی اندیشید.اکسیر کلامش معجزه می کرد و دستش پر بود از اندیشه ها نو در هنر رزم; از خط مقدم رسانه تا جبهه کتاب و از معرکه جنگ روایت ها تا عرصه ترویج و پاسداشت مجاهدان گمنام راه خدا و واحسرتا که خود در سلوک گمنامی سرآمد بود و خدا او را ذخیره کرد تا انوار بزرگی اش را در نبرد با شقی ترین انسان نماها بتاباند و در آخرین شب ماه رمضان به ضیافت "فدخلی جنتی" برساند
گوارا باد بر او "ارتزاق عند الرب" و همجواری با قائد شهیدمان
فیا کنت معهم فافوز معهم فوزا عظیما
حمید حسام

لینک کوتاه :
کد خبر : 4696

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال

  • مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
  • آدرس دفتر مرکزی:تهران – خیابان شریعتی - خیابان شهید دستگردی(ظفر) - بعد از تقاطع شهید تبریزیان - پلاک77
  • تلفن تماس روابط عمومی:

02122909525-30 داخلی 245