سردار عبد المحمد رئوفی نژاد گفت: در عملیات بیت المقدس حسن باقری تاکید داشت که بعد از عبور از کارون،اولین محل توقف ما باید روی جاده آسفالت اهواز-خرمشهر باشد، یک نقطه هم برای نصب پل مشخص کرده بود. در نهایت، نظر حسن باقری غالب شد و همه دیدند که ایشان درست می گوید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه،غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری، سال ۱۳۳۴ در تهران متولد شد...وی در اسفند ۱۳۵۶، لباس سربازی را به تن کرد و در سال ۱۳۵۷ در پی فرمان امام خمینی مبنی برفرار سربازها از پادگانها، از پادگان گریخت.
او در تصرف کلانتری ۱۴ و پادگان عشرتآباد تهران نقش داشت و با پیروزی انقلاب، تا خرداد ۱۳۵۸، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر ازجمله سرویس فرهنگی و سیاسی روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت میکرد.
اوایل سال ۱۳۵۹، به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. در همان سال با آغاز فعالیتش در اطلاعات سپاه، نام مستعار حسن باقری را برای خود برگزید. وظیفه وی در اطلاعات سپاه، شناسایی گروهکها بود.
با شروع جنگ، راهی جبهههای جنوب شد و واحد اطلاعات و عملیات سپاه را تأسیس کرد. در دیماه ۱۳۵۹، بهعنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب شد و در شکستن محاصره سوسنگرد، عملیات امام مهدی (عج)، عملیات ارتفاعات اللهاکبر و دهلاویه نقش مهمی ایفا کرد. در عملیات ثامنالائمه (ع) که به شکستن حصر آبادان انجامید، باقری فرماندهی محور دارخوین را به عهده داشت و در طرحریزی عملیات، سازماندهی نیروها و کسب اخبار و اطلاعات از عراقیها تلاش بسیاری کرد.
در عملیات طریقالقدس که برای اولین بار قرارگاه مشترک سپاه و ارتش تشکیل شد، او به سمت معاونت فرماندهی کل سپاه در قرارگاه مشترک حضور یافت. در عملیاتهای فتح المبین، بیتالمقدس و رمضان نیز فرماندهی قرارگاه نصر را بر عهده داشت.
وی ۹ بهمن ۱۳۶۱ پیش از اجرای عملیات والفجر مقدماتی، در منطقه فکه در سنگر دیدبانی مشغول شناسایی منطقه دشمن بود که هدف اصابت گلوله خمپاره عراقیها قرار گرفت و به شهادت رسید.
برخی خصوصیات حسن باقری
تدبیر و آیندهنگری
آیندهنگری خوبی داشت و خصوصاً در جنگ همیشه چند قدم جلوتر، شرایط سختتر را مدنظر داشت و از اول به فکر چارهاندیشی بود. در مقاطع حساس جنگ که نیاز به تفکر، درایت و تدبیر است، مشکلات عظیمی حاصل میشود. تدبیر داشت و سعی داشت درصحنه جنگ با این قوه الهی، با زحمت فراوان، بحث و مشورت، تفکر و دیدن، به بهترین راهکار برسد و تدبیر عالی در رزم به کار گرفته شود. در جنگ، به فکر تحول و دگرگونی در سازمان نیرو، طرحهای عملیاتی و امور پشتیبانی بود که این ریشه در تدبیر و قوه ابتکار برادر حسن داشت.
ریسکپذیری
شهید باقری پذیرش خطر و پرداخت هزینه برای دستیابی به اهداف را، گریزناپذیر میدانست. او این ریسکپذیری را در موارد مختلف و بهتناسب شرایط عملیات و برای دستیابی به اهداف بالاتر لازم میدانست.
او بنبست نمیشناخت و کاری نبود که در نظرش انجام نشدنی باشد. محاسبات عقلی و دقتهای علمی را در نظر داشت اما معتقد بود حرکت در مسیر الهی و مجاهدت و همت است که راهها را باز میکند و گرهها را میگشاید. درجایی در خصوص شناسایی جزیره مجنون گفته بود:
۱۰ روز پیشگفته بودم جزیره را شناسایی کنند، ولی خبری نبود. همهاش میگفتند جریان آب تندِ، نمیشود رد شد. گرداب که بشود همهچیز را می کشدتوی خودش. خوب چه بکنیم؟ میخواهیم برویم سراغ خدا، بگوییم خدایا آب را نگهدار. شاید خدا روز قیامت جلویت را گرفت، پرسید تو آمدی؟ اگر میآمدی، کمک میکردیم... آنوقت چی جواب میدهی؟ همهاش بحث عقلی میکند. تو بفرست، شاید خدا کمک کرد.»1
روایت سردار عبد المحمد رئوفی نژاد؛فرمانده لشکر 7 ولی عصر(عج) در دوران دفاع مقدس
پیش بینی صحیح حسن باقری در عملیات بیت المقدس
قبل از عملیات بیت المقدس تقریبا همه اتفاق نظر داشتند که ما باید در مرحله اول، از کارون عبور و حدود پانزده کیلومتر در منطقه بین جاده آسفالت اهواز- خرمشهر و کارون پیشروی کنیم، خاکریز بزنیم و پشت خاکریزها مستقر شویم. بعد که سرپل گرفتیم، برای نصب پل ها روی کارون، واحد مهندسی سریع اقدام کند و توپخانه و لجستیک و مهمات منتقل شوند. در مرحله دوم، روی جاده آسفالت برویم و در ادامه، مراحل بعدی را انجام بدهیم.
یکی از مخالفان جدی این نظر حسن باقری بود و می گفت اگر از کارون عبور کردیم و عراقی ها متوجه شوند، دیگر هرجا توقف کنیم ما را به داخل کارون می ریزند و اجازه نمی دهند که هیچ کاری کنیم. ما هم که عقبه ای نداریم، پس نمی توانیم مهمات برسانیم و جنبه لجستیکی ما ضعیف خواهد بود ؛ بنابراین، عراقی ها نیروهای خط شکن ما را به درون کارون می ریزند و دوباره ما را به عقب هل می دهند، عملیات هم تمام می شود.
ایشان تاکید داشت که بعد از عبور از کارون،اولین محل توقف ما باید روی جاده آسفالت اهواز- خرمشهر باشد، یک نقطه هم برای نصب پل مشخص کرده بود. در نهایت، نظر حسن باقری غالب شد و همه دیدند که ایشان درست می گوید.»2
روایت سردار یعقوب زهدی؛فرمانده توپخانه سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس
کمر ما شکست!
در جبهه فرماندهان سنگری داشتند که برای جلسات به آنجا می رفتیم. آقای حسن باقری که شهید شد، در همان سنگر یک مراسم برای ایشان گرفتیم و آقای غلامعلی رشید در آنجا صحبت کرد و گفت «کمر ما شکست.»3
منابع:
- 1- سرمدی، سعید، فرماندهان دفاع مقدس: شهید حسن باقری، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد ، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، چاپ دوم،تهران ۱۴۰۰، صص44،47
- 2- کوچک کوتیانی،عبد المحمد، تاریخ شفاهی دفاع مقدس:فرمانده رئوف،روایت:عبد المحمد رئوفی نژاد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، تهران1403،ص215
3- محمود چهار باغی،امیر محمد حکمتیان،تاریخ شفاهی دفاع مقدس: توپخانه سپاه پاسداران(جلد دوم)،روایت:یعقوب زهدی،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، تهران 1402،ص285
