دختر شهید محرابی به بیان ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی پدر بزرگوارش پرداخت و گفت: پدرم زندگی کردن را واقعاً بلد بودند و به معنای حقیقی کلمه، خوب زندگی میکردندچرا که ایشان از تکتک لحظههای زندگیشان لذت میبردند و در واقع تمام لحظاتشان را زندگی میکردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، در آیین رونمایی از شناسنامه قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس و گرامیداشت شهیدان سرلشکر غلامرضا محرابی و سردار احمد سیافزاده که با حضور فرماندهان، خانوادههای شهدا و راویان دفاع مقدس در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد، دختر شهید محرابی به بیان ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی پدر بزرگوارش پرداخت.
دختر شهید محرابی ضمن تقدیر و تشکر از حضور شرکتکنندگان در این مراسم، با بیان اینکه اگرچه اطلاعات دقیقی از جزئیات فنی کارهای پدرم ندارم اما به عنوان دختر ایشان شاهد ویژگیهای بارز شخصیتی وی بودهام، گفت: به نظر من پدرم زندگی کردن را واقعاً بلد بودند و به معنای حقیقی کلمه، خوب زندگی میکردند. همیشه با خودم فکر میکردم که ای کاش اگر قرار است زندگی کنم، بتوانم مانند پدرم باشم؛ چرا که ایشان از تکتک لحظههای زندگیشان، از غذایی که میخوردند، از کارهایی که انجام میدادند، از بازی با بچهها و رسیدگی به گل و گیاهان لذت میبردند و در واقع تمام لحظاتشان را زندگی میکردند.
وی با اشاره به اینکه جایگاه، مرتبه و مقام برای شهید محرابی هیچگونه اهمیتی نداشت، تصریح کرد: بیتوجهی ایشان به درجات ظاهری به گونهای بود که من به عنوان فرزند یک فرد نظامی که اکنون حدود ۴۰ سال سن دارم، هنوز هم درجات و ترتیب آنها را نمیشناسم و نمیدانم سلسلهمراتب چگونه است؛ زیرا این مسائل حتماً برای خود ایشان هم مهم نبود و هیچگاه در خانه مطرح نمیکردند.
فرزند شهید محرابی با تاکید بر تواضع و عدم خودنمایی پدرش در تشریح عملیاتها، اظهار کرد: پدرم هیچگاه نمیگفتند که «من این کار را انجام دادم». زمانی که درباره عملیاتها صحبت میشد، با اینکه خودم میدانستم ایشان نقش داشتهاند و شبانهروز آنجا کار کردهاند، اما ایشان هیچگاه اسم نمیبردند. حتی زمانی که مستندی درباره شهید صحبت میکرد، ایشان نمیگفتند که «من هم آنجا بودم» و همواره از نقش خود صحبتی به میان نمیآوردند.
وی با اشاره به وقتگذاری ویژه ایشان برای خانواده و نوهها بیان کرد: وقتی بچههای من به منزل ایشان میرفتند، با اصرار میخواستند که پدربزرگ پیش آنها بیاید. حتی در زمانهای محدودی مثل روزهای جمعه که شاید دو سه ساعت وقت آزاد داشتند، همان زمان را هم با بچهها بازی میکردند و اصلاً خسته نمیشدند. با اینکه من اصرار میکردم که بروید استراحت کنید و این چند ساعت را بخوابید، اما ایشان ترجیح میدادند که با بچهها بازی کنند.
دختر شهید محرابی به رابطه صمیمانه شهید با همسرش اشاره کرد و افزود: ایشان خیلی دوست داشتند در کارهای خانه به مادرم کمک کنند، اما خب هیچگاه وقت کافی پیدا نمیکردند؛ با این حال همواره و واقعاً از مادرم قدردانی میکردند. هر زمان که از جلساتی که رهبر معظم انقلاب برگزار میکردند بازمیگشتند، اولین کاری که میکردند تشکر از مادرم بود.
وی عاقبتبهخیری را مهمترین موضوع در زندگی دانست و عنوان کرد: خوشحالم که بعد از این همه سال خدمت و انجام کارهایی که بسیاری از جمله من از جزئیات آن اطلاع نداریم، پدرم به آن چیزی که میخواستند رسیدند؛ خداوند جایگاهشان را دید، آنها را قبول کرد و همانطور که لایقش بودند، پذیرفته شدند.










