به مناسبت سالروز شهادت سرلشکر پاسدار احمدکاظمی؛

در عملیات بدر، برای پیشگیری از ورود دشمن، قرار شد پل تخریب شود. ما آماده تخریب بودیم که حاج‌آقا «بشردوست» با موتور به سمت پل آمد و گفت: «احمد کاظمی»، سمت دشمن توی کانال پای پل مونده. از ایشان درخواست کردیم به عقب برگردد؛ ولی او می‌گفت: بدون مهدی (باکری) برنمی‌گردم. به ایشان اصرار کردیم، ولی توجهی نداشت...

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه،احمد کاظمی؛ زاده سال ۱۳۳۷ در شهرستان نجف‌آباد استان اصفهان بود. وی از بدو جنگ عراق علیه ایران در سمت‌هایی چون؛ فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان به مدت دو سال، فرماندهی لشکر ۸ نجف به مدت شش سال، فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) به مدت یک سال، فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) به مدت هفت سال، فرماندهی نیروی هوایی سپاه به مدت ۵ سال، مشغول به فعالیت و خدمت بود.

سرانجام، سردار سرلشکر شهید احمد کاظمی، با مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی سپاه، به همراه جمعی از معاونین و مسئولین این نیرو، روز نوزدهم دی سال ۱۳۸۴، طی یک سانحه هوایی در آسمان شهر ارومیه، به شهادت رسید.

روایت سردار محمدرضا عیدی عطار زاده؛ فرمانده لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر در دوران دفاع مقدس

(در مراحل پایانی عملیات بدر) پل (شناور خیبر ۲ که به پل نجات هم معروف شد) نجات‌دهنده خیلی از نیروهای خودی بود. تردد رزمنده‌ها روی پلی که ما نصب کرده بودیم تا ساعت ۱ شب برقرار بود. همه بچه‌هایی که خود را به پل رسانده بودند، از روی آن تخلیه شدند و نجات پیدا کردند.

برای پیشگیری از ورود دشمن، قرار شد پل تخریب شود. آقای علیزاده و چند نفراز بچه‌های تخریب برای انهدام پل آمدند. چند نفر دیگر از فرماندهان، ازجمله «محمد ستاری وفایی»؛ مسئول معاونت مهندسی قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص)، برای تصمیم‌گیری درباره زمان تخریب پل در محل حاضر شدند.

ما آماده تخریب بودیم که حاج‌آقا «بشردوست» با موتور به سمت پل آمد. ایشان جانشین «عزیز جعفری»، فرمانده قرارگاه قدس، بود. گفتم حاج‌آقا می خوایم پل رو منفجر کنیم.عکس شهید کاظمی copy

آقای بشردوست گفت: «احمد کاظمی»، سمت دشمن توی کانال پای پل مونده. می رم بیارمش. گفتم: پس من با شما میام که همراه داشته با ایشان به کانال پای پل رفتیم. حاج احمد کاظمی خیلی به‌هم‌ریخته آنجا ایستاده بود. از وضعیت عقب‌نشینی و شهادت «مهدی باکری» خیلی ناراحت بود.

از ایشان درخواست کردیم به عقب برگردد؛ ولی او می‌گفت: بدون مهدی برنمی‌گردم. به ایشان اصرار کردیم، ولی توجهی نداشت. به‌ناچار، باکمی جسارت گفتم: آقا، اگه می‌خواستید بمونید، همون جا می‌بایست شهید می‌شدید، حالا برای عقبه درگیری درست نکنید. ما می خوایم پل رو منهدم کنیم. دیگه هیچ راه ارتباطی ندارید.

ایشان موتور داشت. گفت: شما برید، من هم میام. چند دقیقه بعد از حرکت ما، ایشان هم برگشت. بعد از عبور او، نیروهای تخریب پل را منهدم کردند و عملیات بدر به پایان رسید.

کلاس درس حاج احمد

بعد از تعطیلات عید نوروز سال ۶۶، قرار شد عملیات کربلای ۸ در منطقه شلمچه اجرا شود. در این عملیات، بعضی مأموریت‌های لشکر ۴۲ قدر به‌صورت عمل کلی برای منطقه عملیاتی بود؛ مثل احداث جاده و خاکریز برای تسهیل دسترسی به خط مقدم و احداث سنگرهای بتنی در پنج‌ضلعی.

ما یک گردان عملیات خاکی هم به خط حد لشکر ۸ نجف فرستادیم تا با تقویت مهندسی لشکر بتوانند بهتر در عملیات انجام وظیفه کنند.

حاج احمد کاظمی، فرمانده این لشکر، ویژگی خاصی داشت؛ هر آنچه در اختیار می‌گرفت، دوست داشت کامل در اختیارش باشد.

همان شب، به من هم گفت: گردان رو که فرستادی، خودت هم بیا پیش ما. من شب عملیات در خدمت ایشان بودم. محل استقرار ما جلوتر از چهارراه امام رضا، زیر پل یک جاده بود.

جای ما محکم بود؛ منتهی آتش دشمن خیلی سنگین بود. چندساعتی که در خدمت ایشان بودم، از نحوه فرماندهی ایشان و هدایت نیروهایشان چیزهای زیادی یاد گرفتم.

شب عملیات، احمد کاظمی فقط با فرمانده گردان ارتباط نداشت؛ بلکه پیک‌هایی را خودش می‌فرستاد و با بعضی بچه‌های گردان ارتباط خاص داشت. با واحدهای تخصصی لشکر، مثل اطلاعات و تخریب هم مرتبط بود. خلاصه از منابع گوناگون گزارش می‌گرفت. واقعاً آنجا برای من یک کلاس درس سازنده نظامی و اخلاقی بود.

امدادرسانی به زلزله زدگان بم با فرماندهی شهید کاظمی

مهندسی باید خودش را در زمان صلح توسعه بدهد. این کار بیشتر ارتش‌های دنیاست که با ساماندهی تجهیزات و امکانات خود، در طرح‌های عمرانی و سازندگی کشورشان مشارکت کرده‌اند.

ایجاد قرارگاه سازندگی و توسعه آن با هدف رسیدن به مرتبه عالی دانش مهندسی دنبال شد. برای بهره‌برداری از توان مهندسی در دوران صلح و پدافند غیرعامل هم باید یک قرارگاه مهندسی باشد که دولت و سپاه و جهاد را به هم وصل کند. باید از الآن مشخص باشد در زمان وقوع بحران چه کسی فرمانده باشد. برای مثال، در سال ۱۳۸۲ با وقوع زلزله شهر بم، احمد کاظمی، فرمانده عملیات کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان شد و در فرودگاهی که هنوز زیرساخت آماده‌ای نداشت، هواپیماهای امدادی و پشتیبان را نشاند و با آماده‌سازی آن و هواپیماها و بالگردهای امدادی، جان هزاران مجروح این حادثه را نجات داد.

منبع:

مشفقی خامنه، محمدرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس؛ روایت: محمدرضا عیدی عطار زاده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، تهران ۱۴۰۲، صص ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۸۸، ۱۸۹، ۲۴۹

لینک کوتاه :
کد خبر : 4574

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال

  • مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
  • آدرس دفتر مرکزی:تهران – خیابان شریعتی - خیابان شهید دستگردی(ظفر) - بعد از تقاطع شهید تبریزیان - پلاک77
  • تلفن تماس روابط عمومی:

02122909525-30 داخلی 245