کتاب«معمار حرم» جلوههایی از زندگی و سلوک شهید حاج قاسم سلیمانی را به تصویر می کشد و سخنان این فرمانده سپاه قدس را درباره اربعین یادآوری می کند که «اربعین محشری برای نمایش قدرت شیعه و میدانی برای مسابقه است که نباید از آن عقب بمانیم».
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، کتاب «معمار حرم»؛ نقش شهید سلیمانی در شکلگیری ستاد توسعه و بازسازی عتبات عالیات» با تدوین بهنام باقری و به همت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و با همکاری ستاد توسعه و بازسازی عتبات عالیات در ۲۹۶ صفحه منتشر شده است.
در مقدمه کتاب آمده است: مجموعه پیش رو شامل ۷۶ روایت از فعالیت های شهید سلیمانی است که در ۹ فصل به تبیین زندگی و زمانه حاج قاسم از تولد تا شهادت و از قنات ملک تا بغداد و با تاکید و تمرکز بر فعالیت های عتباتی آن شهید بزرگوار می پردازد و سپس ورود ایشان به سپاه و دوران دفاع مقدس و پس از آن در تامین امنیت کشور در درون و برون مرزها.
در فصل اول دورنمایی از زندگی و زمانه حاج قاسم و شکل گیری شخصیت او در فضایی ایلی از کودکی تا دوران دفاع مقدس و از زبان نزدیکان و یاران آمده است تا زمینه های تربیت دینی خانوادگی و عشق به اهل بیت(ع) برجسته شود و در فصل دوم، مروری گذرا به خاطراتی از فعالیت های سردار سلیمانی در زمینه حفظ امنیت در شرق کشور و نیز در بیرون مرزها انجام شده است.
فصل سوم به فعالیت های اولیه ستاد در عراق و شکل گیری ستاد پشیتبانی از مردم مظلوم عراق و سپس ستاد اولیه بازسازی عتبات و آغاز طرح های خدماتی و رفاهی و عمرانی خُرد در عتبات با هدف مرمت حرم های اهل بیت(ع) و خدماترسانی به زائران اختصاص دارد و فصل چهارم شامل خاطراتی در ارتباط با توسعه حرم علوی و احداث صحن حضرت فاطمه زهرا(س) در کنار مرقد امیرالمومنین(ع) در نجف است.
در فصل پنجم مطالبی درباره خاطرات دفاع از حرم امامین عسکریین(ع) و آرزوی سردار برای توسعه سامرا و بسط معیشت ساکنان آن آمده و فصل ششم به خاطراتی درباره تلاش های شهید سلیمانی برای احیای سنت پیاده روی اربعین و نقش تمدن ساز آن پرداخته شده است. فصل هفتم درباره به کارگیری موکب های اربعینی در سوانح غیرمترقبه مانند سیل و زلزله است که با تدبیر شهید سلیمانی از منظر خاطرات همراهان وی بیان شده است.
فصل هشتم شامل دیدگاه ها و منویات شهید سلیمانی درباره جایگاه و رویکرد کلی ستاد توسعه و بازسازی عتبات عالیات است و فصل نهم به خاطراتی از زبان یاران و همراهان سردار اختصاص دارد که درباره شهادت و روزهای منتهی به شهادت حاج قاسم است.
اینک در ششمین سالروز شهادت معمار حرم بخش هایی از این کتاب را مرور میکنیم:
پیگیری امور ستاد عتبات با حساسیت
اسماعیل سعادت: ایشان حتی از همان ابتدای تشکیل ستاد عتبات تاکید داشت روادید باید لغو شود و کربلا، نجف، سامرا و کاظمین مثل مشهد خودمان باشد و راحت بتوانیم به زیارت برویم و عراقیها هم راحت بتوانند به مشهد بیایند. همین که در عراق دولتی اسلامی با محوریت دولت شیعی مستقر شد، بحث لغو روادید را به صورت جدی پیگیری کرد. در همه دولتها پافشاری کرد و سرانجام در دولت عادل عبدالمهدی این کار را انجام داد.
هم موضوع راحتی زیارت بود، هم احترام زائران. حاج قاسم معتقد بود زائر امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) باید محترم و مکرّم باشد. گزارشهای لب مرز را کنترل میکرد که با زائران چگونه برخورد میشود. اگر میدید توهین، تحقیر یا اذیت و آزاری برای زائر هست، ناراحت میشد و جدی دنبال میکرد تا آن را برطرف کند و راه را برای زائران قبور ائمه اطهار هموار سازد.
در حوزه ستاد بازسازی، ایشان علاوه بر ارتباط دو ملت، دو موضوع دیگر را هم مد نظر داشتند. یکی ایجاد ارتباط معنوی مردم با ائمه و دیگر، همانطور که در طول ادوار گذشته تاریخ، ایرانیان عمده بازسازیهای حرمهای اهل بیت را انجام دادهاند، این بار هم ایرانیها این کار را انجام دهند. البته، بازسازیهای قبلی را بیشتر، پادشاهان انجام داده بودند و مردم در آنها نقشی نداشتند. این بار اما جمهوری اسلامی میخواست فضا برای کمک و نقش مردم هم باشد.
این فضایی است که با مدیریت ایشان بر روی نیروی قدس فراهم شده است. ایشان با وجود مشغله زیادی که داشتند، امور ستاد را با حساسیت پیگیری میکردند. خودشان میگفتند «این کار، کار امروز و فردا نیست؛ درازمدته. فقط هم برای عتبات مقدسه نیست؛ باید برای هرچی مال تشیّعه، برنامهریزی کرد.(صفحه ۱۱۱)
پیش بینی حاج قاسم از حضور میلیونی زائران اربعین
حسن پلارک: مبنای اصلی حاج آقا سلیمانی در مساله بازسازی عتبات عالیات، بحث شعائر الهی بود. یعنی اعتقاد داشت باید با توسعه حرمها، شعائر الهی را تعظیم کنیم. همیشه میگفت «امام رضایی که به قول ما امام غریبه، حرمشون تو ایران اون عظمت اون بارگاه و اون شکوه و جلوه رو پیدا کرده، حالا حرم امام علی(ع) که پدر همه ائمه است یا حرم امام حسین(ع) که سید و سالار شهداست و جایگاه ویژهای پیش پیامبر و شیعیان داره، نباید در حد حرم امام رضا(ع) باشه؟!» از منظر دوم حرفشان این بود که «من مطمئنم به زودی جمعیت زائرای اینجا اونقدر زیاد میشه که از مشهد هم شلوغتر میشه. بنابراین باید برای این زائرا امکانات و فضای عبادت و استراحت فراهم کنیم.»
این حرفی بود که چندین بار به ما گفت. اصرار داشت سر این حرف و میگفت «فرصت هم کم داریم.» ما همیشه برداشت دیگری میکردیم و تصورمان از اینکه ایشان میگوید، فرصت کم داریم، این بود که شاید دوباره راه کربلا بسته شود ولی بعداً که گفت «سرعت افزایش جمعیت نسبت به عملکرد ما خیلی بیشتره!»، فهمیدیم منظورش جمعیت زائرانی است که به زودی خودشان را به عتبات میرسانند. اوایل که برای زیارت به عراق میرفتیم، زائری نبود. خیلی کم بود. راحت میتوانستیم نیم ساعت بچسبیم به ضریح و زیارت کنیم. برای همین، این برداشت برایمان کمی دور از ذهن بود.
اتفاقا پیش بینی حاجی درست از آب درآمد و وقتی کار را شروع کردیم تا دور کلاهمان گشتیم، دیدیم دیگر نه داخل حرم امام علی(ع) و نه داخل حرم امام حسین(ع) جایی برای نماز خواندن نیست و مردم داخل خیابانها نماز میخوانند. فقط هم عراقی نبودند؛ هم ایرانی بودند، هم عراقی، هم پاکستانی و هم افغانستانی. البته این شلوغیها غیر از ایام خاص اربعین و عرفه و نیمه شعبان بود. مناسبتها که دیگر داستان خاص خودش را داشت. (صفحه ۱۳۳)
۲۲ برابر شدن فضای حرم
حسن پلارک: ستاد، اقدامات زیادی در عراق انجام داده اما اقدام اساسی آن، ساخت صحن حضرت فاطمه(س) است که هم آقای سلیمانی و هم ما آن را برای ۲۵ سال آینده دیده بودیم. اربعین امسال (۱۳۹۸) من در صحن حضرت فاطمه زهرا(س) به دوستان گفتم «۲۵ سالمون تو ۶ سال تموم شد. الان باید بریم یه گام جلوتر!» با اینکه فضای حرم ۲۲ برابر شده، باز هم جمعیت اربعین بیشتر از ظرفیت و گنجایش آن است. اعتقاد ایشان بر این بود که ما باید فضا و امکانات بیشتری ایجاد کنیم. فقط هم حرمها نبود. میرفت بخش خصوصی را تشویق میکرد که بیایند در نجف و کربلا و سامرا و کاظمین، هتل بسازند. برای همین، عراقیها در بحث امکانات رفاهی، در حمل و نقل و هتلهایشان خوب کار کردهاند. هتلهای الان قابل قیاس با ابتدای کار نیست. (صفحه ۱۵۰)
خط مقدم حاج قاسم کجاست؟
اسماعیل سعادت: برای حاج قاسم ارزشهای اسلامی بسیار مهم بود. فرقهگرا نبود که فقط به شیعه مظلوم کمک کند؛ به سنی مظلوم هم کمک میکرد. حزب، گروه، دسته و مذهب برای او مطرح نبود. کلاً به مظلومان عالم به شکل عام نگاه میکرد. همزمان که با سید حسن نصرالله مینشست و مقاومت اسلامی شیعه را برنامهریزی میکرد، کنار اسماعیل هنیه اهل سنت هم مینشست و کار میکرد. اصلاً فراتر از اسلام به داد ایزدیهای عراق رسید و آنها را از بردگی نجات داد. البته روی شیعه غیرت و حساسیت خاصی داشت.
عملیاتهای او در سوریه و عراق یکی پس از دیگری انجام میشد و مناطق تصرف شده توسط داعش را آزاد میکرد. یکی از این شهرها، شهر شیعهنشین آمرلی در نزدیکی سامرا بود که چند ماه در محاصره داعش قرار داشت و برای خانوادههای شیعه خیلی سخت بود. حاج قاسم مصمم بود این شهر آزاد شود؛ اما سبک او در آزادسازی این شهر سبک ویژهای بود. دستور داد تا تمام فیلمبرداران، عکاسان، خبرنگاران و گزارشگران را بیاورند و از آزادسازی آمرلی عکس و فیلم و مستند و گزارش تهیه کنند. خودش هم بر خلاف مشی قبلیاش که از دوربین فراری بود، رفت جلوی دوربین قرار گرفت. ایشان که هیچ جا آفتابی نمیشد، در آمرلی جلوی دوربین آمد.
از ایشان پرسیدم «چرا این کار رو کردی؟» گفت «خواستم به دنیا بفهمونم هرجا شیعهای مورد تعرض قرار بگیره، اونجا خط مقدم ماست و با اون متعرض و مهاجم درگیریم. تا اونجا رو آزاد نکنیم و شیعه مظلوم رو یاری نکنیم و ظالم رو سر جای خودش ننشونیم، آروم نمیشینیم!» این همان عِرق اهل بیت(ع) است و تعصب او به اهل بیت(ع) و غیرت خاصش روی شیعه». حاج قاسم به شیعه عزت داد. نمیخواهم بگویم سنی را تحویل نگرفت ولی چون شیعه در عراق، مظلومیت خاصی داشت، به شیعیان توجه ویژهای کرد.
شیعیان عراق در زمان حزب بعث خیلی آزار دیدند. صدام فقط در انتفاضه شعبانیه یک و نیم میلیون نفر از شیعیان را در جنوب عراق قتل عام کرد. در واقع حاج قاسم به شیعهای که (در عراق) موجود با ارزشی حساب نمیشد، عزت داد و مقاومت اسلامی عراق و لبنان را سازماندهی کرد. در لبنان، حزب الله و در عراق، حشد شعبی را توانمند و عزیز کرد. (۱۶۹ تا ۱۷۱)
محشری برای نمایش قدرت شیعه
اسماعیل سعادت: در اولین عاشورای بدون صدام در عراق، جمعیت باشکوهی به کربلا آمد و از آن به بعد دشمن کوشید تا نگذارد این زیارت باشکوه و با عظمت برگزار شود. (همه شاهد بودیم که) سالهای بعد چه انفجارهایی در کربلا اتفاق افتاد تا مردم بترسند و زائر کمتری به حرم برود اما عاشوراهای بعدی جمعیت چند برابر شد تا اینکه سنت پیادهروی اربعین پیش آمد و حاج قاسم گفت «ما باید همه راهها را هموار کنیم تا اربعین بزرگ بشه و محشری برای نمایش قدرت شیعه بشه.» معتقد بود اربعین، میدان مسابقه است و نباید از آن عقب بمانیم. برای همین ستاد بازسازی عتبات را به صورت جدی درگیر اربعین کرد و آنچه در توان داشت، گذاشت. (صفحه ۲۰۹)
اعتمادی بیانتها
محمد جلالمآب: سردار سلیمانی برای ستاد اهمیت زیادی قائل بودند. چند وقت بعد در جلسه دیگری اشاره کردند که عمده فعالیتهای سازمانها دوره خاصی دارد. مثلاً جنگ دوره مشخصی دارد، داعش دورهای دارد، فعالیتهای سیاسی و برنده شدن احزاب و گروهها در انتخابات و تغییرات دولتها دورهای دارد ولی فعالیتهای ستاد بازسازی اینطور نیست و ماندگار است و میماند. در حقیقت این توسعه و عمرانی که ستاد در عتبات انجام داده، افتخارش تا ابد برای جمهوری اسلامی و ایرانیها باقی خواهد ماند. با این شرایط مناسبی که ستاد برای حضور زائرین ائمه و عاشقان اهل بیت(ع) در حرمهای ائمه در عراق ایجاد کرده تا سالهای سال هر بیننده و زائری با دیدن حرمها ایران را هم میبیند.
این نگاه برای ایشان به راهبردی تبدیل شد مبنی بر اینکه ستاد عتبات در آینده باید چطور کار کند. از توصیههای اصلیشان برای اینکه این نگاه محقق شود، حفظ اعتماد مردم بود. روی این مساله خیلی تاکید کردند و به طور ویژه به من گفتند «باید طوری کار کنی که این اعتمادی که مردم امروز به ستاد عتبات دارن، حفظ بشه و روز به روز هم بیشتر بشه. مردم به واسطه یه امر مقدس میخوان به یه سازمانی اعتماد داشته باشن. حالا چون اون امر مقدس بیانتهاست، این اعتماد هم باید بیانتها باشه. (صفحه ۲۴۶)
وای به حالتون
یوسف افضلی: ایشان به من میگفت «شما که مسئول جمع آوری نذورات مردمین، خیلی اعتمادسازی کنین. مثلاً پولی رو که از مردم میگیرین، آخر کار بیایین بگین که کجا هزینه شد. اگه خدای نکرده مردم به شما بیاعتماد بشن، وای به حالتون که هم باید جواب مردم رو بدین، هم جواب خدا و پیغمبرش رو!» یعنی میخواست بگوید سه تا عتبات، سازمان دولتی نیست؛ مردمی است. میگفت «توی اربعین زیرساختهایی مثل راه جاده و ماشین رو دولت باید تامین کنه ولی نقش اصلی رو مردم باید ایفا کنن». (صفحه ۲۴۶)
میراث حاج قاسم
مجید نامجو: ما از ایشان پرسیده بودیم «آینده مد نظر شما برای ستاد عتبات از نظر قلمرو کاری چیه؟» پیشنهاد خودمان این بود که ستاد بتواند در آینده برای کمک به سیل زدگان و زلزله زدگان و حادثه دیدگان جامعه اسلامی در وهله اول و بعد تمام دنیا اقدام کند. یعنی ستاد برود به سمت یک نهاد انسان دوستانه بینالمللی و بتواند برای این گونه حوادث کمک رسانی و امداد کند. ایشان استقبال کرد و گفت «شما میتونین تو اساسنامهتون این رو پیشبینی کنین و بگنجونین. من هم از اینکه ستاد بتونه یه هویت بین المللی در رابطه با این موضوع داشته باشه، استقبال میکنم.» در حقیقت امروز نهادی به اسم ستاد بازسازی عتبات داریم که میراث شهید سلیمانی است. اگر تا قبل از شهادت ایشان، نامشان کمتر برده میشد و در پس پرده بود، دیگر امروز کسی کتمان نمیکند که هم ایده اولیه را ایشان مطرح کرده و هم ساختار نهاد را ایشان ساخته است. (صفحه ۲۵۲)
مقدمه شهادت حاج قاسم
علی مهاجری: دو سال قبل حدود یک ماه مانده به عرفه، یک روز با شهید ابومهدی و آقای پورجعفری به کربلا آمدند. بالای گنبد بردمشان. داشتیم با هم صحبت میکردیم. دیدم خیلی حالت خاصی پیدا کرده. اتفاقاً عرفه آن سال هم دوباره آمد و خیلی حال عجیبی پیدا کرد؛ حالی که اصلاً بیان کردنی نیست. آن روز بالای گنبد، من پشت سر ایشان ایستاده بودم. برگشت خیلی جدی به من گفت «آقای مهاجری اگه دو نفر من رو ببخشن، من شهید میشم. یکی این پورجعفری، یکی هم خانمم.» گفتم «حالا پورجعفری حتماً میبخشه ولی خانمت... (بغض و گریه راوی). ای کاش قبل از شهادتش، روزی میتوانستم خانمش را ببینم و بگویم هیچ وقت ایشان را نبخشد!» (صفحه ۲۶۴)
منبع:
خبرگزاری ایرنا










