یک نارنجک در نزدیکی عزیز بابایی منفجر شد که منجر به مجروحیت وی گردید. وی تا شب در آنجا مخفی ماند و بعد از تاریکی هوا، قصد بازگشت به ساحل خودی کرد، اما در بین مسیر متوجه شد از داخل کشتی مغروقه سروصدا میآید. وی به سمت کشتی رفت و مشاهده کرد تعدادی از نیروهای لشکر داخل کشتی هستند. تعدادی از این عزیزان هم مجروح بودند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، شب اول عملیات کربلای ۴ که گردانهای فجر و ابوذر (لشکر ۳۳ المهدی) عملیات خود را آغاز کردند، باوجود هوشیاری کامل دشمن، موفق به شکستن خط شدند و توانستند بخشی از خاکریز را هم به تصرف خود درآورند، ولی چون سایر نیروها نتوانستند به آنسوی اروند در ساحل دشمن برسند، این دو گردان نتوانستند باهم الحاق نمایند.
در محور گردان ابوذر، برادران غواص معاونت اطلاعات به نامهای میری، اسماعیل مسعودی و محمود مصلی نژاد تا صبح مقاومت کردند؛ اما اسماعیل مسعودی و میری به شهادت رسیدند و محمود مصلی نژاد که مجروح شده بود، موفق شد به ساحل خودی برگردد.
در محور گردان فجر، عزیز بابایی و چند نفر ازنیروهای گردان فجر که موفق به عبور از اروند شدند و خط دشمن را شکستند تا ساعت ۱۱ صبح در خط تصرفشده مقاومت کردند؛ اما تعدادی از آنها شهید و مهدی عبداللهی، محسن عظیم پور، قاسم افتخار، حجت صیادی، احمدرضا مجیدی، اسماعیل تولایی نژاد، غلامرضا مهدیان، جلیل عباس علی زاده و قدم علی جاویدی به اسارت دشمن درآمدند.
لازم به توضیح است که این نیروها هیچگونه ارتباطی با عقبه نداشتند و کسی از این موضوع اطلاعی نداشت. در ادامه درگیریهای این گروه در منطقه دشمن، هنگامیکه نیروهای عراقی برای پاکسازی سنگرها به داخل نیزارهای جلوی خاکریز رفته بودند، نیروهای گردان مخفی شدند و عراقیها با پرتاب نارنجک تلاش میکردند آنها را به شهادت برسانند.
یک نارنجک در نزدیکی عزیز بابایی منفجر شد که منجر به مجروحیت وی گردید. وی تا شب در آنجا مخفی ماند و بعد از تاریکی هوا، قصد بازگشت به ساحل خودی کرد، اما در بین مسیر متوجه شد از داخل کشتی مغروقه سروصدا میآید. وی به سمت کشتی رفت و مشاهده کرد تعدادی از نیروهای لشکر و همچنین ستار، فرمانده گردان از لشکر ۳۲ انصار داخل کشتی هستند. تعدادی از این عزیزان هم مجروح بودند.
عزیز بابایی به آنها پیشنهاد کرد؛ من مسیر بازگشت را کاملاً بلد هستم و با من بیایید که با شنا به سمت نیروهای خودی برویم. این نیروها که هیچگونه توان و رمقی برای شنا نداشتند، حاضر به بازگشت نشدند. در نتیجه بلافاصله عزیز بهتنهایی بهطرف ساحل خودی رفت.
آن شب نیروهای اطلاعات به یاد شهدا از جمله عزیز بابایی زیارت عاشورا میخواندند و وقتی اسم عزیز ذکر میشد، چون در بین نیروهای اطلاعات محبوبیت عجیبی داشت، همه باهم فریاد و نالههایی از عمق وجود سر میدادند.
زیارت عاشورا که تمام شد، یکی از نیروهای لشکر از سنگر فرماندهی لشکر، خبر بازگشت عزیز را به نیروها داد. این خبر باعث تعجب همه شد و بعد از مدتی عزیز را، درحالیکه دو عدد پتو دور او پیچیده بودند، به داخل سنگر آوردند.
وی بلافاصله آدرس نیروهای داخل کشتی را داد و آن شب مراد رحمانیان و حسن خسروانی، مقداری نان و خرما با خود برداشتند و شناکنان بهسوی کشتی مغروقه در داخل اروند رفتند و همه نیروها را نجات دادند و به ساحل خودی آوردند.
منبع:
مشغول، محمد کریم، اطلس لشکر ۳۳ المهدی (عج) در دوران دفاع مقدس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه، تهران ۱۴۰۳، ص ۲۴۸










