عبدالقادر فایز روزنامه نگار مطرح جهان عرب، با نکوهش رژیم صهیونیستی و آمریکا، برجستگی های تمدنی ایران را به آنان یادآور میشود و اندرز خود را به گوش آنها چنین فریاد می زند:« شما که باشید که ایران را با هفت هزار سال تاریخ، درس بدهید؟!»
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه؛ امروزه کمتر کشور ی را مییابید که از یک قوم یا طایفۀ واحد تشکیل شده باشد. درگذشته های دور، مردم در سرزمینهای یک منطقه پراکنده بودند؛ یعنی قبیله های متعدد و متفاوتی زیر لوای بزرگ یا ریش سفیدی گردهم آمده بودند. همین قبیله های متفاوت هنگامی ِ که زیر لـوای یک دین یا سـالار قدرتمند متحد میشدند، هم مشابهت های فرهنگی پیدا میکردند و هم قلمرو خود را گسترش میدادند. ایران امروز ازجمله کشورهایی است که از هزاران سال پیش، تجربۀ ملت بودن را دارد و مردمانش به نحوی به این سرزمین وابسته اند.
ایران موضوعی کلی است که میتوان جزئیاتی مانند اقـوام گونا گون، گویشهای زبانی متفاوت، رنگ و شکل و چهرۀ غیرهمسان را در درون آن توضیح داد. جزئیات مهم اند، اما در قالب کلی میتوان آنها را معنا کرد. وقتی جزئیات، حجابی بر موضوعی کلی میشوند و آن را در پشت پرده میپوشانند، به کشف المحجوبی نیاز دار یم تا از این لایه ها عبور و موضوع کلی را نمایان کنند.
هنگامیکه موضوع کلی ایران از پردۀ حجابهای جزئیات پدیدار شد، همۀ کثرتهای دینی، تاریخی، دورانـی، قومی، زبانی، نسلی، جنسی و ... توضیح پذیر میشوند. آنچه این ایران کلی را به سطح آشکارگی می آورد، لحظه های تمدنی است که بعضا در واکنش های افراد غیرایرانی ظهور مییابد. این افراد با اطلاع از پیشینۀ موضوع کلی ایران که با اسلام، امتزاجی عمیق و گسترده پیدا کرده است، بدون توجه به جزئیات، ویژگیهای ایران را برمیشمارند و در بزنگاههای تار یخی، به ویژه در جنگها، به دشمنان یـادآور میشوند که خود را با ایران چندهزارساله مقایسه نکنند.
یکی از این افراد، روزنامه نگار مطرح جهان عرب، عبدالقادر فایز ، است که با نکوهش رژ یم صهیونیستی و آمریکا، برجستگیهای تمدنی ایران را به آنان یادآور میشود و اندرز خود را به گوش آنها چنین فریاد میزند: « شما که باشید که ایران را با هفت هزار سال تار یخ، درس بدهید؟!»
وی بر این باور است که اظهار هویت ملی و اسلامی ایرانیان در جنگ دوازده روزه، در داخـل، بسیارچشمگیر بـود. نظام جمهوری اسلامی و رهبر مقتدر آن نیز ایـن موضوع را دریافت و در عمل به آن وا کنش نشان داد.
توصیۀ رهبری انقلاب به مداح اهل بیت مبنی بر خواندن اشعاری با مضمون «ای ایـران» یـادآوری موضوع کلی ایران است که یکی از دستاوردهای جنگ اخیر بود. امتزاج ایران و اسلام در این اشعار ، زوایـای پنهانی از این جنگ را آشکار کرد که جدا از جنبه های نظامی، ایران و اسلامی قدرتمند را به نمایش گذاشت.
قطعا ایران و ایرانی با تکیه به این هویت قدرتساز بود که توانست بر رژ یـم جعلی اسرائیل و امریکا با حدا کثر قدمت سیصدساله غلبه کند. گفت وگوی زیـر ، بخشهایی از سخنان عبدالقادر فایز اسـت که در سراسر کشورهای منطقه طنین انداز شد.
عبدالقادر فایز : اظهار هویت ملی ایرانی در داخـل، به نظر من چشمگیر بـود؛ نظام هم این موضوع را دریافت و عملا به آن واکنش نشان داد. به گمان من، یکی از دستاوردهای مهم این نبرد، جدا از جنبه های نظامی، در همین زوایاست؛ چرا که ایران قدرتمند ازنظر نظامی و امنیتی، آیا فقط با اتکا به قدرت نظامی میتواند خود را در بخش هویت ملی بینیاز و امن بداند؟ نه. پاسخ به این سؤال قطعًا منفی است.
مجری: آیا اسرائیل هم از این واقعیت آ گاه است؟ ضربات اسرائیل که پس از حملۀ امریکاییها وارد شد، زندانی را هدف قرار داد که افراد از آن خارج شده بودند؛ زندانی را هدف قرار داد که بخشی از مخالفان نظام آنجا بودند؛ آنها زندان اوین، تأسیسات آبی، فرودگاهها و مکانهای غیرنظامی را نشانه رفتند، رادیو و تلویزیون و نهادهای فرهنگی را نشانه رفتند. شاید اسرائیل آ گاه بود که پس از ضربۀ امریکا، فتیلۀ جنگ پایین کشیده خواهد شد؛ بنابراین، ضربات لحظۀ نهایی باید به گونه ای زده میشد که هرج ومرج داخلی را تحریک کنند.
فایز : نمیدانم آیا این مسئله از دید اسرائیل پنهان ماند یا نه؛ افرادی که این کشور را به نام «ایران » میشناسند، با بررسی مردم ایران متوجه شدند که ایرانیها حملات اسرائیل را حمله به ایران پنداشتند و نه صرفًا حمله به نظام جمهوری اسلامی. این تمایز بسیار مهم است؛ ایرانیان به طور بسیار عمیق با مسئلۀ ایران متمدن پیوند دارند. آنها واژۀ «ایران» را مقدس میدانند، این سرزمین، فرهنگ و جزئیات فرهنگیاش را محترم میشمارند و میان نظام حاکم یا مدل حکمرانی ِ و خود کشور تفاوت قائل میشوند.
درنتیجه، هرچند عده ای ضربات اخیر اسرائیل را بانک اهدافی تفسیر کردند که زد و تمام شد، به نظرم حرفشان سطحی است که گفتند اسرائیل مجبور است شدت در حمله را حفظ کند و برای همین، هر آنچه را توانست، بمباران کرد؛ چون ایرانیها این حملات را شما که باشید که ایران را ضربه به ایران تفسیر کردند و اتفاق نظری قاطع بین آنها شکل گرفت که بیسابقه بود؛ یعنی در میان جمعیتی نزدیک به 98میلیون نفر ، که در آستانۀ رسیدن به 100میلیون اند، اسرائیل یک دشمن کامل و واقعی قلمداد شد.
نمیتوانم بگویم قبلا اتفاق نظر قاطعی وجود داشت - البته همیشه هم به اتفاق نظر کامل نیاز نیست - اما پس از جنگ، نگاهها تغییر کرد. اسرائیل با اقدامات و ترورهایی که انجام داد و هدفهایی که زد، کاری کرد که هیچ ایرانیای، صرفنظر از موضعش (موافق، مخالف یا بیطرف) نمیتواند آن را بپذیرد. نمیتواند کشته شدن دانشمندی هسته ای به همراه دختر و زنش را به چیزی جز جنایت تفسیر کند.
مجری: وقتی نتانیاهو ازطریق رسانۀ مخالف ایرانی (ایـران اینترنشنال) با مـردم ایـران سخن میگوید و اظهار میکند که «آمده ایم شما را از نظام سرکوبگر آزاد کنیم»، چگونه به آن واکنش نشان داده شد؟
فایز : این پیام در ایران به شکلی دریافت میشود که گویی فرد یا نیرویی در جهان با نگاهی پدرسالارانه، با جامعه ای دارای هفت هزار سال تار یخ برخورد میکند. این همان چیزی است که در شبکه های اجتماعی منتشر شد.
یکی از مخالفان سرشناس نظام، که فردی شناخته شده است و در ایران دنبالکنندگان زیادی دارد، در پلتفرم «ایکس» نوشته است: «نصیحت زاییدۀ تجربه است. کسی که نصحیت میکند باید تجربه ای طولانی داشته باشد که او را قادر سازد آگاهیای شکل دهد و آن، نصیحتی پدید آورد تا آن را به دیگری ارائه کند. آیا کافی است که عمرت هفتاد سال باشد و بخواهی کسی را نصیحت کنی که عمرش پنج هزار سال است؟« هفتاد سال به سن اسرائیل اشاره دارد و پنج هزار سال به ایران. این کلام یک مخالف نظام است! گفت وگو با ایرانیان دراین زمینه دشوار است؛ مگر آنکه با ادبیات و فرهنگ آنها آشنا باشی.به گمان من، نتانیاهو میخواست در چشم ایرانیان خود را همچون قهرمانی ملی نشان دهد.
مجری: اما آشکارا از سر نادانی یا تکبر سخن گفت؛ زیرا مردمی که با آنها سخن میگوید، نمیشناسد و زحمت مطالعه برای شناخت آنها را نیز به خود نمیدهد تا بداند از کجا باید وارد شود.
فایز : اما میتوانیم بگوییم که رژ یم اسرائیل واقعًا این جزئیات را نمیداند؟! به نظر بنده، میداند.
مجری: باید گفت حتی دربارۀ فلسطینیها نیز مطالعۀ کافی ندارند، چه برسد به ایرانیان. باوجود همۀ موفقیتهایی که در داخل جوامع گونا گون، چه در غزه و کرانۀ باختری و چه حتی در خود ایـران، به دست آوردهانـد، نگاه استعمارگرانه ای همچنان در آنها باقی است؛ نگاهی از بالا به پایین که میگوید: نیازی ندارم خود را به زحمت بیندازم تا تو را بفهمم.
فایز : در ایــران، چنین بـرخـوردی از موضع بـالا بسیار خطرنا ک اسـت؛ چـون تار یخ آن ملت را برمیانگیزد و باعث میشود همان روحیه و همان ادبیاتی که پیشتر گفتم، در برابر تو قرار گیرد. آن فرد، استاد جامعه شناسی است که در ایالات متحده زندگی میکند و در دانشگاههای امریکایی تدر یس میکند. او با نظام مخالف است، اما ایران را صرفًا از در یچۀ یک نظام سیاسی در تهران نمیبیند.
در پایان، فقط میخواهم بگویم که من شخصًا کمی شگفت زده شدم. بااینکه این کشور را میشناسم، از واکـنـش ایـرانـیـان در طـول جنگ شگفت زده شــدم. گمان مـیکـردم ممکن است درزمینۀ هویت ملی، تحرکاتی ببینم که از جریان عمومی فاصله داشته باشد. اگر از من میپرسیدی، میگفتم شاید چنین چیزی ببینم؛ اما جالب بود که چنین اتفاقی نیفتاد؛ نه در مناطق حاشیه ای که عمدتًا اقلیتهای دینی زندگی میکنند، نه در شهرها، نه در میان اقلیتها، نه در هیچ سطحی. منصفانه باید گفت که آنها اینطور برداشت کردند که ایران تاریخ، تمدن و جغرافیاست که در معرض تهدید است، نه صرفًا نظام سیاسی ایران.
منبع:
کیان ایران،فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات راهبردی، شماره4، مرکزاسناد، تحقیقات ونشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه،صص513،514،515،516

