ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نبود. دشمن در جاهای زیادی در خاک ما بود و اگر مطمئن میشد که نظام ما به خاک او وارد نمیشود و یا ورود جزئی خواهد داشت، نه امتیازی میداد و نه از نقاط حساس بیرون میرفت و هر وقت آمادگی پیدا میکرد، در خاک ما پیشروی میکرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه؛ پس از آزادی خرمشهر، ایران به دنبال آن بود تا بتواند ضمن بازپسگیری تمام سرزمینهای خود از دست ارتش عراق، تمامیت ارضی کشور را حفظ کند.
گرچه با انجام عملیات بیتالمقدس عمده سرزمینهای ایران آزاد گردید، اما همچنان رهاسازی سایر سرزمینهای باقیمانده از اصول سیاست دفاعی ایران محسوب میشد.
همچنین ایران در صدد بود دولت عراق را وادار به اعتراف به معتبر بودن معاهده مرزی ۱۹۷۵ کند. همچنین خسارات وارده بر کشور را دریافت کند.
تشکیل جلسه شورای عالی دفاع
با گذشت سه روز از آزادسازی خرمشهر، فرماندهان ارتش و سپاه عازم تهران شدند تا ضمن ارائه گزارشی درباره عملیات بیتالمقدس، از امام خمینی برای چگونگی ادامه جنگ کسب تکلیف نمایند. بدین منظور جلسه شورای عالی دفاع در ساعت ۱۰ صبح مورخه پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۶۱ در جماران و در بیت امام خمینی، با حضور حداکثر اعضاء از جمله رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس مجلس شورای اسلامی و همچنین فرماندهان عالی نظامی، تشکیل و چگونگی ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر، موردبحث و بررسی قرار گرفت.
در این جلسه درباره آینده جنگ تبادلنظر شد. قرار شد در نقاط محدودی برای تأمین شهرهای خودمان و گرفتن خسارت وارد خاک عراق شویم.
مباحث این جلسه به اطلاع امام خمینی رسید ولی ایشان با عبور از مرز مخالف بودند. امام جملاتی به این مضمون گفته بودند: حالا که به مرز رسیدهایم، دیگر چرا باید به پیشرویها ادامه دهیم و وارد خاک عراق شویم؟ امام فرمودند: شما بر سر مرز بمانید و در همین مرز بجنگید.
اما آقای هاشمی رفسنجانی و سیاسیون میگفتند که ما باید وارد خاک عراق شویم تا بتوانیم پشت میز مذاکره با دست پر صحبت کنیم. نظامیان هم همین استدلال سیاسیون را قبول داشتند و میگفتند ما باید از مرز عبور کنیم و به پشت اروندرود برویم، چرا که اگر جنگ طول کشید؛ بهتر است پشت یک مانع طبیعی که با نیروی کم قابل پدافند است، توقف کنیم.
بههرحال در این جلسه نسبت به آینده جنگ تصمیمگیری نشد و قرار شد تا بررسی بیشتری صورت گرفته و جلسه دیگری تشکیل شود.
تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای صلح و موضع قاطع ایران
آزادسازی خرمشهر موجب شد تا دولتهای بزرگ و رسانههای ارتباطجمعی جهانی بپذیرند که جمهوری اسلامی ایران، پیروز میدان دفاع و قدرتمند در عرصه اداره کشور در وضعیت بحران است.
تلاشهای زیادی بر روی راضی کردن ایران به صلح متمرکزشده بود. اما ایران در آن شرایط حاضر نبود پیش از خروج عراق از خاک کشور، حتی بهصورت غیرمستقیم با صدام وارد مذاکره شود.
در آن زمان انتظار ایران آن بود که کمیتهای مرضیالطرفین تشکیل و طرف متجاوز در جنگ را مشخص و سپس در مورد خسارت جنگ صحبت شود. ضمن اینکه در آن هنگام رژیم عراق تنها درخواست آتشبس داشت و به دنبال خاتمه دادن به اختلافات و مناقشات بین دو کشور بر مبنای معاهده ۱۹۷۵ نبود.
این امر موجب نگرانی ایران از نرسیدن به صلح با پذیرش آتس بس و ایجاد شرایط نه جنگ و نه صلح برای مدتی نامعلوم میگشت
جلسه دوم شورای عالی دفاع/پذیرش ورود مشروط به خاک عراق توسط امام
در بعدازظهر روز پنجشنبه ۲۰ خردادماه ۱۳۶۱، جلسه دوم شورای عالی دفاع در محضر امام خمینی در جماران تشکیل شد. امام خمینی پس از تبریک آزادسازی خرمشهر و تشکر از رزمندگان اسلام، فرمودند:
برای ادامه جنگ میخواهید چهکار کنید؟ چرا میخواهید بروید و داخل خاک عراق بجنگید؟ برای چه میخواهید جنگ را ادامه دهید؟ سر مرز بمانید و جنگ ادامه یابد. همینجا بایستید و بجنگید.
در این جلسه فرماندهان نظامی با امام خمینی بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن درجاهای زیادی در خاک ما (مناطق مرزی غرب مانند ارتفاعات مسلط بر شهرهای سومار غرب، سرپل ذهاب، گیلان غرب، مهران، نفت شهر و بخشی از مرز شلمچه تا اروندرود به وسعت حدود ۱۰۰۰ کیلومترمربع) است و اگر مطمئن شود که نظام ما به خاک او وارد نمیشود و یا ورود جزئی خواهد داشت، نه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت و هر وقت آمادگی پیدا کرد، در خاک ما پیشروی میکند و با این استدلال امام را قانع کردند که با ورود به خاک عراق موافقت کنند.
بههرحال امام با شنیدن نظرات مختلف و با توجه به دیدگاه خودشان، راهحلی پیدا کردند و گفتند: در نقاطی وارد شوید که مردم آسیب نبینند. با این رهنمون، عملیات رمضان در منطقهای خالی از سکنه که ارزش استراتژیک داشت و مشکل حضور مردم را هم نداشت (شمال شرقی بصره؛ منطقه شلمچه)، طراحی شد.
عقبنشینی تاکتیکی و ناقص صدام از سرزمینهای ایران
صدام، رئیسجمهور عراق در روز یکشنبه ۳۰ خرداد طی یک سخنرانی تلویزیونی، ضمن ستایش از ارتش عراق و بیان دلایل عقبنشینی ارتش بعثی از خاک ایران، جمهوری اسلامی را متجاوز و اعلام کرد تا ۱۰ روز دیگر از خاک ایران بیرون میرود.
با چنین تصمیمی، ارتش عراق خروج از بعضی شهرهای ایران مانند مهران را آغاز کرد. البته ارتش عراق نقاط حساس و مهم در اطراف مرزهای غربی ایران را در اشغال خود نگه داشت و از نفت شهر هم عقبنشینی نکرد.
صدام قصد داشت در شرایطی که شکست بزرگی بر وی تحمیلشده بود، از ادامه تهاجمات قوای ایران در جبههها جلوگیری نماید. او میخواست حداقل دستاورد جنگ را برای خود حفظ نماید و آن هم عدم عقبنشینی کامل به مرزهای دو کشور و نپذیرفتن عهدنامه مرزی ۱۹۷۵ بود.
بنابراین جبهههای جنگ را بهگونهای آرایش داد تا بتواند به چنین هدفی نائل آید و ایرانیان نتوانند آخرین مناطق مرزی اشغالی را از دست دشمن خارج سازند. از این زمان، ارتش عراق استحکامات و موانعی که در خطوط مقدم جبهههای خود ایجاد کرد، تفاوت فاحشی با وضعیت قبل از آزادسازی خرمشهر داشت.
صدور قطعنامه ناعادلانه ۵۱۴ عاملی بر مصمم شدن ایران به ادامه نبرد
شورای امنیت سازمان ملل به جز قطعنامهای که در هفته اول آغاز جنگ صادر کرد، تا زمانی که آزادسازی خرمشهر صورت گرفت، ساکت بود
پسازآن که ستون فقرات نیروهای اشغالگر عراق در عملیات بیتالمقدس شکست و هزاران نظامی عراقی به اسارت درآمدند، این شورا دوباره فعال شد و پس از گذشت نزدیک به ۵۰ روز از آزادسازی عمده سرزمینهای ایران، قطعنامه ۵۱۴ را در تاریخ ۲۱ تیرماه سال ۱۳۶۱ مطابق با ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲ با ۱۵ رأی موافق و بدون رأی مخالف یا ممتنع صادر کرد.
در این قطعنامه که به درخواست اردن و با حمایت آمریکا صادر شد، شش خواسته به شرح زیر تصویب شد که مهمترین آنها عبارت بودند از:
۱. خواهان آتشبس و خاتمه فوری کلیه عملیاتهای نظامی میباشد ۲. خواهان عقبنشینی نیروها به مرزهای شناخته بینالمللی میباشد ۳. تصمیم میگیرد گروهی از ناظران سازمان ملل را برای تأیید، تحکیم و نظارت بر آتشبس و عقبنشینی نیروها اعزام دارد.
در این قطعنامه سخنی از تجاوز عراق و تعیین متجاوز به میان نیامده بود و مطلبی از پرداخت خسارتهای جنگ و نیز تنبیه متجاوز نیز مطرح نشده بود و در آن تضمینی برای امنیت و ثبات حقیقی وجود نداشت (چراکه دعوت به آتشبس و نه صلح میکرد که میتوانست موقتی و شکننده باشد.)
اگرچه این قطعنامه تحت تأثیر سلسله عملیاتهای موفق نظامی ایران تنظیم شد، ولی هیچگونه فشاری را بر دولت عراق که با آغاز جنگ و توسل به زور، صلح منطقه را نقص کرده بود، وارد نمیکرد.
جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت که شورای امنیت سازمان ملل با مسئله تجاوز مقابله کند؛ و عراق را بهعنوان کشور متجاوز محکوم کند و از کشور قربانی تجاوز حمایت نماید، اما شورای امنیت، حتی در این جنگ بیطرفی را رعایت نمیکرد.
بههرحال ایران به دلیل آنکه این قطعنامه را ناعادلانه تشخیص داد و محتوای آن را مناسب ارزیابی نمیکرد، طی یک نامه رسمی به دبیر کل سازمان ملل در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱، از پذیرش آن خودداری کرد ولی عراق بیدرنگ آن را پذیرفت.
بدین ترتیب وقتیکه برای ایران یقین حاصل شد که از طریق اصول دیپلماتیک و حقوق بینالملل قادر به اعاده حقوق مشروع خود نیست، تصمیم گرفت با توسل به قدرت نظامی و ادامه جنگ و ورود به خاک عراق برای اولین بار و تصرف بخشی از آن، از موضع قدرت در چانهزنیهای سیاسی صدام را وادار به قبول خواستههای بهحق خود کند. بر این اساس عملیات رمضان طراحی و در تیرماه ۱۳۶۱ به اجرا درآمد.
منبع:
علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد اول)، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه: نشرمرزوبوم، چاپ دوم ۱۴۰۱، صص ۵۴۶، ۵۴۸، ۵۴۹، ۵۵۶، ۵۵۸، ۵۵۹، ۵۶۲، ۵۶۳، ۵۷۳، ۵۷۴، ۵۷۵.

