مردم و دولت ایران باید با آرامش از کنار تحریمها و مـشـکـات داخــلــی عــبــور کـنـنـد و به دشمنان کشور اجــازه ندهند تا بحرانی همچون سوریه در کشور رقم بخورد. تجربه و درس آموزی از شورشهای تروریستی، به ایرانیان هشدار می‌دهد که باید با طرحها و برنامه های اسرائیل و امریکا دربارۀ ایران مقابله، و اتـحـاد و انسجام سرزمینی و هویتی را حفظ کرد. رمز کشور برای عبور از دشوار یهای نظامی و امنیتی انسجام ملی در سایۀ اسلام و ایران است.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه؛بحران سور یه در سال 2011 ،زمانی آغاز شد که موج بهار عربی در کشورهای مصر و تونس سبب سرنگونی حکومتهای حسنی مبارک و زینالعابدین بن علی شد. مردم سوریه به تأسی از مردم مصر و تونس، تظاهرات و اعتراضهایی را برضد حکومت بشار اسد به راه انداختند. به این ترتیب، فضای سیاسی این کشور برای ورود نیروهای خارجی و گروههای ترور یستی آماده شد. این گروهها که به نوعی از حمایت امریکا و اسرائیل برخوردار بودند، شورشهای مسلحانه ای را طرح ریزی و اجرا کردند که درنتیجۀ آن، بخشهایی از این کشور به تصرف و اشغال آنها درآمد.

اغتشاشات که به تدر یج به جنگ مسلحانۀ داخلی کشیده شد و پای گروههای داعشی را در این کشور باز کرد، حکومت سور یه را تا آستانۀ سقوط پیش برد؛ اما مقاومت شیعیان علوی، ارتش سوریه و نیروهای مقاومت تحت امر سردار سلیمانی و همچنین ایستادگی بشار اسد و اطرافیانش، این کشور را نجات داد.

نیروهای خارجی و تروریستهای داعشی به تدر یج منهدم شدند یا از سوریه گریختند و حکومت بشار اسد توانست به طور موقت به حیات خود ادامه دهد. با شدت  گرفتن جنگ رژ یم صهیونیستی علیه غزه و لبنان، حملات خونین اسـرائـیـل بـه ایــن کـشـورهـا افـزایـش یـافـت و منطقۀ غــرب آسـیـا بـه منطقه ای جنگ زده تبدیل شد.

کشور سوریه به سبب نزدیکی به لبنان و غزه و به علت حمایت و پشتیبانی از نیروهای مقاومت چندین بار به وسیلۀ نیروی هوایی رژیـم صهیونیستی بمباران شد. دراین بین، ازهمگسیختگی حکومت بشار اسد، فرو پاشی ارتش این کشور از درون و از دست دادن پایگاه مردمی این رژ یم، سبب شد نیروهای تروریستی داعش، ازجمله گروه تحریرالشام، جبهۀ النصره به سوریه بازگردند و این گروه توانست با کمک امریکا، ترکیه و اسرائیل ظرف مدت کوتاهی حکومت بشار اسد را ساقط و حکومت این کشور را در اختیار بگیرد.

رژیم صهیونیستی با استفاده از این موقعیت، حملات هوایی به خا ک سوریه را افزایش داد و همۀ زیرساختهای اقتصادی، سیاسی و نظامی سور یه را نابود کرد. در این نوشتار ، تلاش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که آیا سرنگونی حکومت بشار اسد به دست گروههای غیرسوری و با کمک کشورهای خارجی، ازجمله ترکیه و رژ یـم صهیونیستی سبب شده است که مخالفان سوری بشار اسد به خواسته های خود دست یابند یا نه.

درخصوص سوریه با این پرسشها روبـه رو هستیم که آیا پس از بشار اسد، روزگـار خوش مردم سوریه شروع شده است؟ برندۀ سقوط اسد کیست؟ اسرائیل، ترکیه، اعراب، امریکا و جولانی در سور یه چه می‌کنند؟ چرا سوریه امروز جولانگاه امریکا، اسرائیل، ترکیه و تروریستها شده و میدان جنگ قومی و مذهبی است؟ بحران امروز سور یه به نفع کیست؟

دو فرضیه متفاوت از سوریه

این پرسشها و پرسشهایی ازاین قبیل، دو گزینه یا فرضیه را پیش رو ی ما قرار می‌دهند. این دو فرضیه را می‌توان در این جمله خلاصه کرد که سوریه پس از اسد، سرزمین آزادی است یا آینۀ عبرت؟

این دو روایت از سوریه این روزها بعد از سقوط بشار اسد مطرح است. روایت نخست می‌گوید که با سقوط اسد، سوریه از سلطۀ یک دیکتاتور آزاد شد و امروز در مسیر آزادی، امنیت، دمکراسی و پیشرفت قرار دارد و به زودی شبیه کشورهای آباد و ثروتمند می‌شود و ممکن است در همۀ عرصه ها بدرخشد. دیگر روزهای تفرقه، جنگ، ظلم، زندان و تقابل ملت و دولت و تقابل سوریه با جهان در دورۀ بشار اسد گذشته است.

روایت دوم، برعکس، سوریه را آینۀ عبرت می‌داند؛ چراکه با سقوط بشار اسد و خارج شدن این کشور از محور مقاومت، سور یه به جولانگاه دولتهای خارجی و میدان جنگ قومی و مذهبی تبدیل شده و در معرض فروپاشی و بحرانهای پی‌درپی قرار دارد. درواقـع، مثل کشور لیبی بعد از قذافی شده است. مردم سوریه هم ممکن است دیگر روز خوش نبینند. چه بسا مردم سوریه نیز مانند مردم لیبی بنشینند و از خاطرات خوش گذشته، استقلال و رفاه و امنیت دورۀ حافظ اسد و بشار اسد برای فرزندانشان تعریف کنند.

حاال کدام روایت درست است و با سوریۀ امروز مطابقت دارد؟ هر دو روایت شواهد و قرائنی دارند. روایت نخست می‌گوید، به سوریه بعد از بشار اسد نگاه کنید، امروز، کل دنیا پشت سوریه ایستاده نه مقابل سوریه. ترکیه که بزرگترین همسایۀ این کشور اسـت، کنار سور یه اسـت، نه مقابلش. کشورهای عربی کنار سوریه هستند، نه مقابلش. از همسایگان سوریه، یعنی اردن و عـراق گرفته تا کشورهای ثروتمند عرب مثل عربستان، امارات، قطر و کویت که می‌توانند در سوریه سرمایه گذاری و به آن کمک کنند تا سایر کشورهای عربی و اسلامی در آسیا، افریقا و مناطق دیگر ، همه در کنار سور یه هستند. جهان آزاد و دمکراتیک، یعنی ارو پا و امریکا، همه از دولت جولانی حمایت می‌کنند.

در سفر ترامپ به خلیج فارس، جولانی با ترامپ دیدار کرد و امریکا همۀ تحریمهای سوریه را برداشت. همه چیز برای پیشرفت، توسعه و پرواز سوریه به جلو آماده شده است. اما همۀ این اتفاقات فقط یک رو ی سکه اسـت. واقعیتهای روی زمین از چیز دیگری حکایت می‌کند.

به نظر می‌رسد که روایت دوم درستتر است؛ سور یه پس از اسد، جولانگاه دخالت کشورهای بیگانه و عرصۀ جنگ داخلی، تجزیه، ناامنی و بی‌ثباتی شده است. امـروز ، اسرائیل هرگاه، هرجای سوریه را که اراده کند، بمباران می‌کند. آیا زمان بشار اسد می‌توانست این کار را انجام دهد؟ اکنون، درحال نابودکردن همۀ زیرساختهای دفاعی و راهبردی این کشور است.

ترکیه و امریکا و کشورهای عربی هم فقط دنبال منافع خودشان هستند و در همۀ امور سوریه دخالت می‌کنند. اسـتـقـلال ایــن کـشـور عمًلا از بین رفته است. پرسش امـروز جامعۀ جهانی این است که چه بر سر سور یه آمـده است؟ آیــا فقط بـایـد بیگانگان و همسایگان سوریه مثل اسرائیل و ترکیه یا دیگران را مقصر دانست؟

ترکیب جمعیتی قومی و مذهبی سوریه و شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی ایـن کـشـور ، آن را در معرض نفوذ بیگانگان و آمادۀ تجزیه و جنگ داخلی و فرو پاشی قرار داده است. دروزیها، کردها، شیعیان، علویها، داعش، جبهۀ النصره و تحریرالشام هیچ‌کدام به هم اعتماد ندارند. 

حاال این سؤال مطرح است که مگر کشورهای دیگر هم اقوام و مذاهب گونا گون ندارند؟ سوریه پس از اسد، جولانگاه دخالت کشورهای بیگانه و عرصۀ جنگ داخلی، تجزیه، ناامنی و بی ثباتی شده است. امروز، اسرائیل هرگاه، هرجای سوریه را که اراده کند، بمباران میکند. اکنون، درحال نابودکردن همۀ زیرساختهای دفاعی و راهبردی این کشور است. تـرکـیـب جـمـعـیـتـی قــومــی و مـذهـبـی ســـوریـــه و شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی این کشور ، آن را در معرض نفوذ بیگانگان و آمـادۀ تجزیه و جنگ داخلی و فروپاشی قرار داده است.

 چرا فقط سوریه اینگونه شده است؟ برای نمونه، جامعۀ ایران هم ترکیبی از شیعه، سنی، ترک، کرد، لر ، بلوچ، فارس و عرب است، پس  چه تفاوتی بین ایـران و سور یه است؟ تفاوت در این است که ایران یک نیشن-استیت  یـا یـک دولــت _ ملت واقعی  است که قدمتی طولانی دارد. در ایران، هویتی به نام ایرانی هم وجود دارد که کـرد، فــارس، لر ، بالاتر از هویت تـرک،  عرب و بلوچ است؛ اما کشورهایی مثل سـوریـه، عـراق و لبنان، دولـت _ ملت طبیعی نیستند، بلکه محصول توافق و معاملۀ قدرتهای استعماری بعد از جنگ جهانی اول هستند که مرزها را معمولا با مقاصد سیاسی بدون توجه به نظر مردم و گرایشهای قومی و مذهبی ترسیم کردند.در سور یه، هویت یک دروزی یا یک شیعه و سنی از هویت سوری او خیلی مهمتر است. برای مثال، در انتخابات پــارلــمــانــی عـــــراق یـــا در ســوریــه  اگر انتخابات بـرگـزار شـود، بعید است یک کرد  به یک نامزد شیعه یا یک شیعه به یک نامزد اهل تسنن رأی بدهد؛ چون در آنـجـا، شکاف اجتماعی _ قومی و مـذهـبـی خیلی عمیق اســـت؛ امــا درایران یک ترک ممکن است به سبب نگاه و هویت سیاسی‌اش یـا هـر چیز دیگری به یک نامزد فارس رأی بدهد، یا یک لر ممکن است به یک ترک رأی بدهد.

در سوریه ولبنان ،هرکسی که پول و قدرت داشته  باشداگر از خارج بخواهد به سور یه، لبنان و عراق برود و دنبال نفوذ باشد، با توجه به شکافهای عمیق قومی و مذهبی، می‌تواند با حمایت از یک گروه، در این کشور نفوذ و منافع و اهدافش را دنبال کند.

اگر منافع کشورهای خارجی در تجزیۀ سوریه باشد، وضعیت خیلی خطرنا کتر می‌شود. تجزیۀ یک کشور فرایندی خطرنا ک و بسیار طولانی و با جنگ داخلی و کشتار و گاهی نسل‌کشی همراه است تا مرزها تثبیت شوند. در اینگونه جوامع ناپایدار یا ساختگی، مرز قومیتها و مرزهای مذهبی گنگ و نامشخص اند. هر گروهی که قدرتمندتر باشد، مرز را به دلخواه خودش و بدون توجه به گروههای رقیب ترسیم می‌کند. وقتی این گروه ضعیف شد، نوبت به رقیبان می‌رسد تا مرزها را اینبار با توجه به علاقه و منافع خودشان ترسیم کنند و به هم بزنند.هنگامی‌که جنگ داخلی، بی‌ثباتی و نسل‌کشی به راه بیفتد، دیگر صحبت از رشد اقتصادی، امنیت، توسعه و سرمایه گذاری بی‌معنی می‌شود.

درسوریه امروز،اسرائیل به دنبال حمایت از کردهـا و دروزی هــاســت و بـا اسـتـفـاده از شـکـافهـای عمیق جامعۀ سـور یـه، با نفوذ در ایـن دو گـروه، منافع و اهـداف خود را دنبال می‌کند. امریکا و اسرائیل بـا حمایت از کـردهـا در پـی تضعیف مهمترین رقیبهای اسرائیل در منطقه هـسـتـنـد. ایــن مـی‌تـوانـد فـرصـتـی بــرای اسرائیل باشد که با حمایت از کردها، ایـــران، ترکیه، عــراق و سـور یـه را، چهارکشوری که جمعیت کرد دارند و رقیب اسرائیل هستند، تضعیف کند.

دربـارۀ دروز یهـا که اقلیتی قومی و مذهبی در جنوب سور یه هستند، وضع متفاوت است. مذهب دروز یها ترکیبی از تشیع، اهل سنت و همینطور مسیحیت است. جمعیتشان حدود ۸۰۰هزار نفر است و بیشترشان نیز در استان سویدا ساکن اند. اسرائیل با حمایت از دروز یها به دنبال ایجاد خط حائلی برای امنیت جولان اشغالی است. بنابراین، منافع اسرائیل در این است که سویدا حداقل و حتی‌المقدور خودمختار یا کشوری مستقل شود. البته شاید اسرائیل با همه پرسی بتواند سویدا و دروز یها را به اسرائیل ملحق کند. به تازگی، اسرائیل در حمایت از دروز یها با توسل به نیروی هوایی و حتی زمینی به سوریه تجاوز می‌کند، پایتخت سوریه و ساختمان وزارت دفاع در دمشق را بمباران میکند. جولانی و دولت مرکزی سوریه درنهایت، مجبور به ترک پایتخت می‌شوند.

ازآن طرف، ترکیه نیز برای جلوگیری از استقالل کردها، نیروهایش را وارد سوریه می‌کند و نمی‌گذارد منافع و امنیتش به خطر بیفتد. با این وضعیت، می‌توانیم برندگان و بازندگان سقوط بشار اسد را مشاهده کنیم. آیا ترکیه برنده است؟ اسرائیل برنده است؟ کشورهای عربی و امریکا برنده  اند؟

در بررسی‌ای اجمالی به نظر می‌رسد به دو علت ترکیه برنده نیست: اول اینکه، سقوط بشار اسد، احتمال استقلال کـردهـای سـوریـه به پشتوانۀ امریکا و اسرائیل را افزایش داده است. این می‌تواند تهدیدی برای ترکیه باشد؛ درحالی‌که در زمان بشار اسد، این تهدید اینقدر جدی نبود. دوم، سوریه حائلی بین ترکیه و اسرائیل بود؛ اما با سقوط دولت اسد، این حائل از بین رفته و درحال حاضر ، ترکیه ناچار است با اسرائیل رودررو شود و این خیلی برای امنیت ترکیه مسئله  ساز است. سور یه برای ترکیه خطری نداشت، اما اسرائیل خیلی خطرنا کتر و تهاجمی‌تر از سور یۀ بشار اسد است. پرسش بعد دربـارۀ اسرائیل است؛ آیا اسرائیل برندۀ سقوط بشار اسد است؟ اوضـاع برای رژیم صهیونیستی بسیار پیچیده شده است. اسرائیل در دورۀ بشار اسد با تهدید یک محور مقاومت شیعه سروکار داشت. هرچند ایــن تهدید تــاحــدودی کـمرنـگ شده اسـت، با سقوط دولـت سکولار اسد، درحال حاضر محور خطرنا ک دیگری در منطقه ظهور کرده که انبوه جمعیت اهل سنت منطقۀ اغلب ضداسرائیلی و حمایت ترکیه و کشورهای متمول عربی را پشت سر دارد. این برای جنبش ضدصهیونیستی جغرافیای گستردۀ منطقه هم می‌تواند امتیاز ی باشد و برای اسرائیل نیز تهدید بزرگتری به شمار رود.

ناامنی‌ها و بحرانهای داخلی سوریه ازاین پس، همواره اسرائیل و منافعش را در معرض خطر قرار خواهد داد و این رژیم مجبور است واقعیت این تهدید جدید را بپذیرد. بزرگترین آسیب برای اسرائیل همین بلندپرواز یها، ماجراجویی‌ها و تجاوزهای دائمی این رژیم است که تمامی ندارد و به همۀ کشورهای منطقه و گروههای مبارز زور می‌گوید. بنابراین، با این وضعیت سور یه، اسرائیل تا مدتها نمی‌تواند از بحران، ناامنی و گرفتاریهای سوریه خالص شود.

پرسش بعدی دربارۀ برنده یا بازنده بودن کشورهای عربی منطقه است. آیا این کشورها برندۀ سقوط بشار اسد در سور یه هستند؟ باز هم پاسخ منفی است. سران کشورهای عربی هرچند در کاخهای شیشه ای نشسته اند، نقاط ضعف خـود را به خوبی می‌دانند. کشورهای عربی در دورۀ اسد می‌توانستند بین محور مقاومت و ایران از یکطرف، و اسرائیل و امریکا ازطـرف دیـگـر ، به ایفای نقش بپردازند و قـدرت مانور مناسبی در اختیار داشتند، امـا اکنون با رفتن اسد، باید به طور مستقیم، با رژیم صهیونیستی روبه رو شوند و همواره خود را در معرض خطر و تهدید اسرائیل ببینند. عربها باید می‌دانستند که بعد از محور مقاومت، نوبت خودشان است.

با این اوصاف، آیا باید نتیجه گرفت که امریکا برندۀ بحران سوریه است؟ خیر، امریکا هم برندۀ نیست. با سقوط بشار اسد نیز هیچ‌کدام از منافع امریکا تأمین نشد. در دورۀ اسد، همۀ متحدان امریکا در منطقه، یعنی، ترکیه، اسرائیل و کشورهای عربی همه برضد دشمن مشترک، یعنی اسد و محور مقاومت ایـران، متحد شده بودند و این به نفع امریکا بود؛ اما حاال با غیبت اسد، رقابت میان ترکیه، اسرائیل و اعـراب در میدان سوریه افزایش یافته و اوضاع پیچیده تر و دردسرها بیشتر شده است. این موضوع، گرفتار یهای امریکا را مضاعف خواهد کرد.

در پایان این نوشتار ، باید ببینیم که بـحـران در سـوریـه در غیاب اســد، به نفع ایران است یا به ضرر ایران؟ قطعًا فرورفتن خاورمیانه در بحرانها و جدالهای امنیتی و نظامی به ضرر همه است. ایران در غرب آسیا به واسطۀ دخالتهای امریکا و ز یادهخواهی‌های رژ یم صهیونیستی، در دل بحرانها قرار دارد، اما به سبب دوری ایران از سور یه و درگیری رقیبانش دراین سور یه، در کوتاهمدت، گرفتار ی چندانی نخواهد داشت.

بعد از جنگ دوازده روزه، دشوار یهای امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی نه تنها کاهش نیافته، بلکه به تعداد، وسعت و ماهیت بحرانها افــزوده شـده اسـت و ایـن بحرانها، رژیم صهیونیستی را تا سالها گرفتار خواهد کرد.

مردم و دولت ایران باید با آرامش از کنار تحریمها و مـشـکـات داخــلــی عــبــور کـنـنـد و به دشمنان کشور اجــازه ندهند تا بحرانی همچون سوریه در کشور رقم بخورد. تجربه و درس آموزی از شورشهای تروریستی، به ایرانیان هشدار می‌دهد که باید با طرحها و برنامه های اسرائیل و امریکا دربارۀ ایران مقابله، و اتـحـاد و انسجام سرزمینی و هویتی را حفظ کرد. رمز کشور برای عبور از دشوار یهای نظامی و امنیتی انسجام ملی در سایۀ اسلام و ایران است.

منبع:

کیان ایران؛ فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات نظامی و  راهبردی، شماره4، مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه،صص404،405،406،407،408،409،410،411

لینک کوتاه :
کد خبر : 4779

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال
  • مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
  • آدرس دفتر مرکزی:تهران – خیابان شریعتی - خیابان شهید دستگردی(ظفر) - بعد از تقاطع شهید تبریزیان - پلاک77
  • تلفن تماس روابط عمومی:

02122909525-30 داخلی 245