یادداشت/مجید مختاری

نیروهای ضعیف با پشتوانۀ قدرت خود در عناصر غیرفیزیکی، نامحسوس و ناملموس جنگ، راهبردهایی را به کار می‌گیرند که برتری تسلیحاتی و تکنولوژی‌های پیشرفته دشمن را خنثی کنند یا نقاط ضعف دشمن را به‌گونه‌ای شناسایی و بر آن تمرکز کنند که با ضربات پی‌درپی و مستمر، متحمل شکست شوند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، مجید مختاری؛ محقق و پژوهشگر دفاع مقدس در یادداشتی با موضوع دلایل پیروزی طرف‌های ضعیف بر طرف به‌ظاهر قوی جنگ و عینیت دادن این موضوع بر جنگ ایران و عراق آورده است:

با آغاز هر جنگی، انتظار طبیعی این است که کشور قوی‌تر پیروز جنگ شود؛ برای نمونه، چندان عجیب نیست که در سال ۱۹۹۱، ائتلافی متشکل از کشورهای غربی و از نقاط گوناگون جهان، ارتش عراق را که به‌تازگی از جنگ با ایران و کویت رها شده بود، شکست دهند.

همچنین غیرمنتظره نبود که در سال ۲۰۰۱، نیروهای آمریکا و متحدانش با کمک نیروهای محلی ضدطالبان، رژیم طالبان در افغانستان را سرنگون کنند؛ اما آنچه تعجب‌آور است، کثرت منازعاتی است که در آنها، نیروهای ضعیف توانسته‌اند بر دشمنان قوی‌تر غلبه کنند و پیروزی خود را در نبردی نابرابر جشن بگیرند؛ پیروزی‌هایی مانند جنگ روسیه و ژاپن (1904 - 1905)، جنگ‌های اعراب و رژیم صهیونیستی (۱۹۷۳، ۱۹۶۷، ۱۹۴۸)، جنگ هند و پاکستان، جنگ فرانسه با الجزایر، جنگ امریکا و ویتنام، جنگ شوروی و افغانستان، جنگ ایران و عراق و امروز، جنگ رژیم صهیونیستی با نیروهای مقاومت در غزه و لبنان.

هرچند بررسی دلایل و علت‌های شکست نیروهای قوی از نیروهای ضعیف به پژوهش‌های دقیق‌تر و عمیق‌تر نیاز دارد، در این نوشتار می‌کوشیم مهم‌ترین علت‌های این شکست‌ها را بیان کنیم.

نکتۀ کلیدی بحث حاضر این است که نیروهای ضعیف با پشتوانۀ قدرت خود در عناصر غیرفیزیکی، نامحسوس و ناملموس جنگ، راهبردهایی را به کار می‌گیرند که برتری تسلیحاتی و تکنولوژی‌های پیشرفته دشمن را خنثی کنند یا نقاط ضعف دشمن را به‌گونه‌ای شناسایی و بر آن تمرکز کنند که با ضربات پی‌درپی و مستمر، متحمل شکست شوند. براین‌اساس، مرکز ثقل نیروهای ضعیف در این نبردها، بهره‌گیری تام از نقاط قوت غیرمادی خود و ضربه‌زدن به نقاط ضعف دشمن با حداکثر توان مادی و غیرمادی است.

بنابراین، در این‌گونه نبردها، نیروهای ضعیف باید چند اقدام مؤثر را در دستور کار قرار دهند. این اقدامات از مطالعۀ جنگ‌های متعددی که نیروهای ضعیف انجام داده و به‌واسطهٔ آنها پیروز شده‌اند، به دست می‌آید.

مطالعۀ موردی این نوشتار، جنگ ایران و عراق است که درنهایت، به پیروزی نهایی ایران در جنگی نابرابر انجامید. حداقل دستاورد این پیروزی را می‌توان در ممانعت ایران از رسیدن عراق به اهدافش دانست. گذشته از این، ایران در این جنگ نابرابر توانست ارتش متجاوز بعثی عراق را به‌طور کامل از سرزمین‌های اشغالی‌اش بیرون براند؛ اهداف و سرزمین‌های با ارزشی را در خاک عراق تصرف کند؛ قدرت‌های جهانی را مجبور به تصویب قطعنامه‌ای (۵۹۸) کند که در آن به خواسته‌های ایران توجه شده بود؛ در روزهای پایانی جنگ، مانع از حملۀ مجدد ارتش عراق به خاک کشور شود و درنهایت، مانع از آن شود که ذره‌ای از خاک ایران در دست دشمن باقی بماند؛ موضوعی که در جنگ‌های دویست سال گذشتۀ ایران، بارها تکرار شده و هربار، قطعه‌ای از خاک ایران به یغما رفته بود.

اقدامات مؤثر برای پیروزی نیروی ضعیف در برابر نیروی قوی:

الف) تفهیم این گزاره به دشمن که او به هیچ وجه نمی‌تواند برندۀ جنگ باشد. این اقدام را در روزهای نخستین جنگ، امام خمینی (ره) بارها و بارها انجام دادند؛ ایشان خطاب به ملت ایران، نیروهای مسلح و همچنین دشمن می‌گفتند که ارتش عراق بازندۀ نهایی جنگ است و ملت ایران، حتی اگر جنگ بیست سال هم طول بکشد، ایستاده است. ترس صدام از بازنده‌بودن در جنگی فرسایشی و درازمدت، او را مجبور کرد که در همان روزهای نخست جنگ، پیشنهاد صلح و پایان جنگ را مطرح کند.

اقدام مؤثر دیگر نیروهای خودی برای تفهیم این نکته به ارتش عراق که برندۀ این جنگ نخواهد بود، مقاومت نیروهای مردمی در جبهه‌های نبرد، به‌ویژه در شهرهای مرزی بود. این مقاومت که علاوه‌بر مقاومت نیروهای مسلح در مرزها و خاک کشور انجام می‌شد، به فرماندهان و نیروهای ارتش عراق فهماند که پیروزشدن در چنین معرکه‌ای، غیرممکن و دست‌نیافتنی است؛ به همین دلیل، ارتش عراق در تصرف شهرهایی که گمان می‌کرد در چند ساعت آنها را تصرف خواهد کرد، ناکام ماند.

دو مقاومت مردمی مثال‌زدنی در دو محور خرمشهر - آبادان و بُستان - سوسنگرد، عملاً دشمن را در تصرف جزیرۀ آبادان، ماهشهر و اهواز ناموفق گذاشت. مقاومت مردم در شهرهای غربی کشور نیز این پیام رسا را به دشمن مخابره کرد که شما برندۀ این جنگ نخواهید بود.

ب) شناخت دقیق از توانایی‌ها، نقاط قوت و نقاط ضعف خودی و دشمن در سطح راهبردی، عملیاتی، تاکتیکی و تکنیکی، از دیگر اقداماتی است که می‌تواند توهم پیروزی دشمن را برطرف و زمینه‌های پیروزی نیروهای ضعیف را تقویت کند؛ اقدامی که پس از گذشت یک سال از جنگ عراق علیه ایران انجام شد و طی آن، نیروهای ایرانی توانستند باوجود فرماندهانی همچون شهید حسن باقری به این مهم دست یابند. حسن باقری توانست در مدت کوتاهی، سازماندهی اطلاعاتی دقیقی را در سرتاسر جبهه‌ها، به‌ویژه در جبهه‌های جنوب که منطقۀ اصلی نبرد دو کشور بود، راه‌اندازی کند و کمّ‌وکیف نیروهای خودی و دشمن را به دست آورد.

ج) طرح‌ریزی جنگی که برای دشمن ناشناخته باشد و براساس نقاط ملموس و غیرملموس نیروهای خودی، نقاط قوت و ضعف دشمن و دیگر وضعیت‌های صحنۀ نبرد انجام شود، از دیگر اقداماتی است که می‌تواند پیروزی طرف ضعیف بر طرف قوی در جنگ را رقم بزند. این طرح‌ریزی در جنگ ایران و عراق، از سال دوم جنگ آغاز شد. به تعبیر محسن رضایی، فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس، ایران در سال اول جنگ توانست با مقاومت‌های مردمی، اندیشۀ پیروزی در جنگ را در ذهن دشمن باطل کند.

در گام دوم و در سال اول جنگ، نیروهای خودی سه نوع جنگ در جبهه‌های نبرد انجام دادند که هر سه، به دلایلی چشم‌انداز موفق و درازمدتی را به ارمغان نیاوردند؛ هرچند که هر سه نوع جنگ، برای نیروهای خودی دستاوردهایی را به همراه داشتند. رضایی بر این باور است که ارتش به فرماندهی بنی‌صدر، چهار عملیات کلاسیک را برای بیرون‌راندن دشمن از خاک ایران اجرا کرد که هر چهار عملیات به شکست انجامید و سبب از دست دادن امکانات عمده‌ای از یگان‌های ارتش شد. علاوه‌براین، نیروهای ارتش که تردیدی در دلسوزی و تعهدشان وجود نداشت، ازنظر روحی آسیب دیدند.

جنگ دوم از نوع جنگ‌های نامنظم و پارتیزانی بود که نیروهای دکتر چمران انجام دادند. این جنگ دستاورد چندانی نداشت و نمی‌توانست دشمن را از خاک کشور بیرون کند.

عملیات‌های محدود نیز که نیروهای رزمی تازه شکل‌گرفتۀ سپاه اجرا کردند، ترکیبی از جنگ کلاسیک و نامنظم بود. هرچند این عملیات‌ها موفقیت‌هایی در پی داشتند، بازهم نمی‌توانستند پاسخی قاطع و سرنوشت‌ساز به حملۀ نظامی عراق و اشغال بخش‌های عمده‌ای از کشور باشند.

در سال دوم جنگ و با حضور پررنگ نیروهای مردمی و انقلابی در صحنه‌های گوناگون نبرد، محسن رضایی که قبل از عملیات ثامن‌الائمه (ع) عهده‌دار فرماندهی کل سپاه شده بود، به‌همراه عده‌ای از فرماندهان سپاه مانند حسن باقری، غلامعلی رشید، علی شمخانی و رحیم صفوی به طرح‌ریزی جنگی پرداختند که ویژگی‌های جنگ ناشناخته را داشت و با در نظر داشتن نقاط ضعف و قوت خودی و دشمن طرح‌ریزی شده بود.

ظهور این نوع جنگ که محصول تجربه‌های کسب‌شده در سال اول جنگ بود، برای اولین‌بار در عملیات طریق‌القدس و شکل تکامل‌یافته‌تر آن، در عملیات فتح‌المبین و سپس در عملیات بیت‌المقدس اجرا شد. البته نباید از نظر دور داشت که عملیات ثامن‌الائمه (ع) را می‌توان مبدأ این تحول دانست؛ عملیاتی که با الهام از فرمان امام (ره) مبنی‌بر شکستن حصر آبادان انجام شد و دستاورد اصلی آن، گشوده‌شدن دریچۀ جدید به روی فرماندهان برای طرح‌ریزی جنگی متفاوت از جنگ‌های یک سال اول منازعه بود.عکس دفاع مقدس

این نوع جنگ، در سال‌های سوم و چهارم جنگ نیز اجرا شد؛ اما به‌دلایلی نتوانست موفقیت‌های سال دوم را تکرار کند. بخشی از این ناکامی‌ها در این سال‌ها، نشئت‌گرفته از تغییراتی بود که در اردوگاه دشمن صورت گرفته و به آن کم‌توجهی شده و بخش دیگر، به وضعیت نیروهای خودی مربوط بود که مجال پرداختن به آنها در این نوشتار نیست.

درهرحال، نوع جنگ جدید در عملیات‌های والفجر۸، کربلای۴ و کربلای۵ و سپس عملیات‌های بیت‌المقدس۲ و والفجر۱۰ اجرا شد که از دستاوردهای آن، تصویب قطعنامۀ ۵۹۸ بود که پایان‌بخش جنگ هشت‌سالۀ ایران و عراق شد.

محسن رضایی، سال‌ها پس از پایان جنگ، در بررسی‌های نظامی‌ای که انجام داد، با تجزیه‌وتحلیل ابعاد گوناگون نوع جنگی که در دورۀ دفاع مقدس رخ داده بود، عنوان این جنگ را «جنگ انقلابی» یا «جنگ مردمی» نهاد. وی ابتدا چهار اصل و محور را مقدمۀ پرداختن به ویژگی‌های جنگ انقلابی عنوان کرد و سپس ویژگی‌های این جنگ را چنین برشمرد:

محورهای مقدماتی جنگ انقلابی

۱. جنگی الهام گرفته از تفکر دینی و سازگار با مبانی و اصول دینی یا شکل مقدماتی آن متکی بر ایدئولوژی؛

۲. جنگی برگرفته از نگاه عمیق و دقیق به تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران، اسلام و جنگ‌های مدرن؛

۳. جنگی مبتنی بر شناختی همه‌جانبه، وسیع و با اطمینان از دشمن و حامیانش؛

۴. مطالعه، بررسی و نقد نظریه‌های نظامی ارائه‌شدۀ اندیشمندان و استراتژیست‌های نظامی بزرگ.

ویژگی‌های جنگ انقلابی یا مردمی

محسن رضایی، ضمن پذیرش برخی اصول جنگ‌های کلاسیک و نامنظم، به ویژگی‌های ناملموس و ملموس جنگ جدید ایران در رویارویی با عراق پرداخته و آنها را عامل اصلی موفقیت‌های دفاع مقدس ذکر کرده است:

۱. اجماع و همدلی رهبران، مسئولان، فرماندهان، رزمندگان و مردم در شکست‌دادن دشمن (همبستگی)؛

۲. بسیج همۀ امکانات ملموس و ناملموس کشور در جنگ (قدرت)؛

۳. بهره‌گیری فزاینده از نیروهای داوطلب مردمی و دارای انگیزه (تمرکز بر نیروی انسانی)؛

۴. استفاده از عقلانیت، به‌ویژه عقل نقاد در همۀ مراحل جنگ (اقناع‌سازی)؛

۵. خلاقیت، ابتکار و نوآوری؛

۶. تسلط اطلاعاتی در سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی؛

۷. توکل و توسل؛

۸. غافلگیری، فریب و استفاده از راهکارهای تصورناپذیر برای دشمن؛

۹. سرعت عمل؛

۱۰. اعتمادبه‌نفس و اعتقاد به پیروزی تا سرحد شهادت (طلب و اراده)؛

۱۱. انضباط براساس فرهنگ برادری، صداقت و ایثار؛

۱۲. تمرکز در هدف و تهاجم به مراکز ثقل دشمن؛

۱۳. انعطاف‌پذیری و توجه به آرای منتقدان؛

۱۴.تمرکز فرماندهی و کنترل.

فرماندهان سپاه در دوران جنگ با اتکا به این اصول توانستند موفقیت‌های بسیاری را کسب کنند و در پایان جنگ، به‌عنوان طرف ضعیف اما پیروز از صحنۀ نبرد خارج شوند.

در تاریخ نیز شاهد مثال‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهند چگونه کشورهایی که از لحاظ اقتصادی، نظامی و... ضعیف‌تر بوده‌اند، توانسته‌اند دشمنان بسیار قوی‌تر را شکست دهند. مسلماً هریک از این کشورهای ضعیف با بهره‌گیری از اصول و ویژگی‌های بومی خود، که تکیه‌گاه اصلی آن عناصر غیرمادی قدرت بوده است، توانسته‌اند دشمنان قوی خود را شکست دهند. هرچند چنین سوابق تاریخی، مفیدبودن کاربرد قدرت را نفی نمی‌کنند، سودمندی تعریف قدرت تنها بر مبنای عوامل مادی را زیر سؤال می‌برند و اهمیت عوامل غیرمحسوس مانند انگیزه، اراده، همبستگی و میل به پیروزشدن تا سرحد قربانی‌شدن (شهادت) را یادآور می‌شوند.

بنابراین، کشورهای ضعیف برای کسب حداکثر فرصت‌های ممکن پیروزی، لازم است بر مزیت رقابتی غیرملموس که در اختیار دارند تکیه کنند.

مائو (بنیانگذار جمهوری خلق چین) در جنگ چین علیه نیروهای امپراطوری ژاپن معتقد بود که دشمن قوی است و ما ضعیف و خطر شکست نیز در میان است؛ اما در برخی مواقع، دشمن ضعف‌ها و ما برتری‌هایی داریم. برتری‌های دشمن می‌توانند با تلاش‌های ما کاهش یابند و کمبودهای او شدیدتر شوند. ازطرف‌دیگر، برتری‌های ما می‌توانند افزایش یابند و کمبودهایمان براثر تلاش‌هایمان جبران شوند. بنابراین، می‌توانیم پیروزی نهایی را به دست آوریم و از شکست دوری جوییم.

جمهوری اسلامی ایران بر اساس همین توانایی‌ها توانست در جنگ دوازده روزه و اغتشاشات سازماندهی شده اخیر، که هر دو با مدیریت آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی تحمیل شد، مقابله کند.

مرکز ثقل این توانایی‌ها، اتکا به مردم و وحدت اقشار گوناگون جامعه در هر دو فتنه بود. مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا در این باره فرمودند: «به توفیق الهی، ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند.»

در ماجرای اغتشاشات اخیر، مردم ایران ثابت کردند که همواره مدافع انقلاب و نظام برخاسته از آن هستند و در مقابل خشونت عریان سربازان رژیم صهیونیستی کوتاه نخواهند آمد.

منبع:

کیان ایران؛ فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات نظامی و راهبردی (شماره۳)، مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، پاییز ۱۴۰۴، صص۱۲،۱۳،۱۴،۱۵،۱۶،۱۷

لینک کوتاه :
کد خبر : 4644

نوشتن دیدگاه

Security code تصویر امنیتی جدید

ارسال
  • مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
  • آدرس دفتر مرکزی:تهران – خیابان شریعتی - خیابان شهید دستگردی(ظفر) - بعد از تقاطع شهید تبریزیان - پلاک77
  • تلفن تماس روابط عمومی:

02122909525-30 داخلی 245